
نطقه عطف «پرسش مهر» رئيس جمهور اين بود: چرا كساني از اجراي عدالت مي هراسند؟
شايد آن روز افرادي بودند كه نمي دانستند واقعا چه كساني از اجراي عدالت مي هراسند؟ و يا اين كه مي پرسيدند آيا اجراي عدالت هراس دارد؟
امروز با ديدن صفحات روزي نامه هاي اجير به روشني مي توان پاسخ رئيس جمهور را دريافت. سايتهايي كه مزدبگير مي باشند، پاسخ گوي ديگر به اين پرسش عدالت محور هستند.
خلاصه سخن بر سر آن است كه آيا غوغا سالاري شكست خوردگان عدالت ستيز پيرامون مجلس خبرگان رهبري بر چه اساسي است؟ آيا اينك زمان انتخابات و تبليغات است؟ آيا فرصت و فاصله اندكي تا انتخابات خبرگان رهبري باقي است؟ آيا اگر جواب منفي است كه چنين است پس فرياد گوش خراش سياه نامه بر چه مبنايي استوار است؟
سينه چاكان سرسپردگي به آمريكا و ديگر اقمار او كه 16 سال گذشته هر چه خواستند بر سر مصالح و منافع كشور اسلامي ايران و ملت مسلمان آوردند از چه روي امروز مدعيان «اسلام خواهي» شده اند؟ آنان كه به ويژه در 8سال اصلاح طلبي افسادگر اسلام و قرآن كريم،احكام و رهبري و قانون اساسي را با پليدترين شيوه ها، آشكارا به ستيز گرفتند، با كدام علت و هدف اينك جنجال آفريني نموده ، به مسموم سازي فضا ويژگي شرايط پرداخته اند؟
آيا «خاتمي» در مسند رياست جمهوري محكم ترين سنگر و بزرگترين حامي قرآن ستيزان نبود؟
مگر «قلم به مزدها» و «زبانهاي اجير روشنفكري هميشه سر سپرده» ، يا «تجديد نظر طلبان زبون انديش» در دامن خاتمي به مبنايي ترين اصول و مقدسات تهاجم مغولانه نكردند؟ در روزنامه سعيد حجاريان مشاور خاتمي ميليونها شيعه جان بركف، حمله به عاشورا و حسين بن علي (ع) را ديد و از زبان «برادرخاتمي» اهانت كثيف به ساحت مقدس حضرت حجت (عج) را شنيد.در روزنامه دولت «ايران» مردم به روشني ديدند كه بسيج و بسيجيان ، «ياران ديكتاتور» خوانده شدند و اين حضرت روح اله? بود كه در پرتو توجه خاتمي ،«ديكتاتور» ناميده شد.
هزاران گستاخي،اهانت، حمله و تهاجم به دين اصول و ارزشهاي دين شد و سوزناكتر از همه ساحت الهي زهراي مرضيه (ع) بود كه در اصلاحات 8 ساله مكرر مورد تعرض پليدترين فكرها قرار گرفت.در آن دوران خاتمي خم به ابرو نمي آورد. علاوه بر آن در جايگاه رئيس قوه مجريه و سوگند خورده براي حفظ قانون اساسي كه دين اسلام و مذهب حقه جعفري (ع) اساس آن بود سكوت و حمايت را پيش مي گرفت.
«مهدي كروبي» چطور؟ او كه 4 سال از اين دوران را در رياست مجلس گذرانيد؟ «يونسي» وزير اطلاعات حكومت اسلامي كجا بود و چه مي كرد؟
سخن بر سر بيدادهايي كه بر دين و كشور و ملت در دوران حاكميت اين آقايان رفت به هفتاد من كاغذ نياز دارد، اما حالا كه اجراي عدالت نويد داده شده، آقايان ديندار شده اند و «مسلمانان تر از همه مسلمانان» !؟ درست است كه گوش مردم از اين فرياد «خاتمي» هنوز در رنج است كه گفت:« اگر دين در برابر آزادي بايستد در هم خواهد شكست و اگر عدالت در برابر آزادي بايستد درهم خواهد شكست.» واقعا آزادي مورد نظر وي چه بود؟ پاسخ به پرسش هاي زير مبين آزادي مطلوب اصلاح طلبان ورشكسته است.
مساله آن است كه پس از «انفجار نور» در اجراي عدالت علوي كه در مسند رياست جمهوري «اموالش را تمام و كمال» به مردم عرضه داشت، دولتمردان ديروز با چه رويي دهان باز مي كنند و از امام و اسلام و قانون اساسي و مردم و ... سخن مي گويند.
ملت مي گويد و مينويسد:
1-آقاي خاتمي كه امروز مانند يكي از شهروندان عادي اين كشور است با چه مبنايي هنوز از كاخ سعد آباد و ديگر مكان هاي دولتي استفاده مي كند؟ جلسات اصلاح طلبانه اش را با كدام دليل در مراكز دولتي برپا مي نمايد و هزينه گزاف آن را از كدام جيب مي پردازد؟
هزينه بالاي اسكورت و محافظ و «ماشين زرهي» و... را بر چه اساسي برگرده دولت و يا ملت تحميل مي نمايد؟ افزون بر آن سفرهاي پر خرج خارجي را از چه جايگاهي دنبال كرده، و چرا اينك هم تن به اجراي عدالت نمي دهد و حاضر نيست در جاي خود كه يك شهروند معمولي بايستد؟ خاتمي به مردم از مصوبات «مرداد ماه 84» بگويد.
مصوباتي كه شتابزده «حقوق و مزاياي مادام العمر براي دولتيان اصلاح طلب» ايجاد كرد. به مردم بگويد چرا بايد ملت بارمالي اين مصوبه نا به حق را بر دوش كشد! آيا از حيث اين مصوبات براي قانون اساسي و اسلام و انقلاب احساس خطر مي كند يا خير؟ آيا خود عامل انجام اين مصوبات در روزهاي پاياني رياست جمهوريش نبوده است.آيا خاتمي و كروبي و يونسي مسئولين كشوري نبودند كه بر سر سفره افطار زوج جواني حتي نان نبود، و اين مساله در تلويزيون جمهوري اسلامي به نمايش گزارده شد.
آنگاه كه آقايان آزادي را پاس مي داشتند و با تحجر دردمندانه برخوردي مي كردند، نويسنده مقالهاي براي نان خانواده اي نوشت با اين عنوان «آي صاحبان پژو پرشيا!!» آيا خاتمي نبايد پاسخ دهد با كدام حق مصوبات آخر عمر دولت خود را براي بردن هر چه بيشتر بيت المال بار مضاعف دولت عدالت خواه نمود؟!
مهدي كروبي به ملت پاسخ بدهد محافظ و ماشين چند صد ميليوني ضدگلوله و محافظ و غيره با كدام هزينه در اختيار دارد؟ آيا او داراي كدام منصب و مقام است و با كدام اموال حزب تاسيس مي كند و روزنامه راه مي اندازد؟ كروبي اگر 300 ميليون تومان جزايري را مال پاكي مي دانست كه حق داشت آن را بگيرد و خرج كند و پاسخي به ملت جز حمله ندهد، امروز بر چه اساسي هزينه 2 ميلياردي يا بيشتر تلويزيون خصوصي و غير قانونيش را مي پردازد؟ منبع مالي وي كجاست كه ملت از آن بي خبر است؟ آيا بهتر نيست گردن به كمترين ضربه عدالت داده و گوشه اي اين منبع بي انتهاي اموال را به مردم گزارش دهد؟
يونسي وزير سابق اطلاعات كه از خودش شانسي در قوه قضايئه جا پيدا كرد، به مردم بگويد «ماشين چند صد ميليوني ضد گلوله دولتي» و محافظان و... را چرا از گرده ملت بر نمي دارد؟
بايد هزينه بي پايه دوران وزارتش را كماكان از جيب دولت بيرون بكشد؟ آيا وي هم نميخواهد اموال دولت- ملت را باز پس داده و از خواب وزارت مادام العمر بيرون بيايد؟
راستي چرا اين سه دارنده لباس روحانيت را به تن دادن به اجراي عدالت فراخواندم؟ زيرا اين آقايان يكباره و همصدا درد و رنج تحجر و خطر آينده براي اسلام و امام (س) و انقلاب تمام وجودشان را آزرده و فريادشان را به آسمان بلند كرده است! از اين رو مناسب ديدم يادآوري شان كنم كه اكثر دست از بيت المال بردارند و بد نيست يادشان بيايد دوران حكومتشان به سر آمده و استفاده بي حد و حصر از بيت المال حداقل در اين مقطع مبارزه اساسي با اسلام است و قرآن،صف بندي در برابر انقلاب است و امام(ره)!!
مكرر بايد گفت: خواست مردم بر اين است تا با نصرت الهي عدالت جاري شود.به طور قطع عدالت ستيزان متكبر كه خود را شهروند درجه يك دانسته و تصاحب اموال دولتي و هزينه تراش براي بيت المال را با جسارت و به صورت دائمي حق خود مي دانند به هراس افتاده اند.آنها راهي جز كارشكني و مانع تراشي برسر ره اجراي عدالت توسط رئيس جمهور ندارند، بدين جهت «درد تحجرگرايي» و «خطرات آن» آزارشان داده و با فريادهاي ساختگي به جنگ رواني پرداخته اند. روزي نامههاي نفتي چون «شرق سياه شده از غرب گرايي» بلند گويي آنان گرديدند و امدادرسانشان!!
آنها مي دانند و خوب مي دانند كه هر چه بيشتر فرياد كنند و چماق تحجر و جمود را بر سر ملت بكوبند، ملت بيشتر از آنان مي خواهد «حسابشان را حساب مالي شان» در حداقل زمان ممكن براي ملت روشن نمايند. امروز روز اجراي عدالت است و احمدي نژاد مجري سنت علي (ع) گرديده است. آيا چه كساني از اجراي عدالت مي هراسند؟
و طبق معمول یه لینک خوندنی :
مصاحبه با مهدی کلهر پیرامون انتخابات نهم و دولت جدید
در زمان انتخابات بعد از اینکه احتمال انتخاب احمدی نژاد توسط مردم بیشتر شد ، بعضیا شروع کردن به شایعه سازی علیه دکتر . شایعاتی که حتما همتون شنیدید مثلا احمدی نژاد برای ظهور امام زمان بودجه کنار می ذاره ، پیاده روها رو زنونه مردونه میکنه ، استفاده از اینترنت رو ممنوع می کنه و خیلی چیزای دیگه . از طرفی هم شروع کردن به زیر سوال بردن شخصیت اون و در این راه از هر ابزاری که داشتن مثل روزنامه ها ، سایتهای اینترنتی ، وزارت ارتباطات و غیره استفاده کردن که باعث شد احمدی نژاد بگه من وارد منطقه ی ممنوعه ی قدرت شدم .
اون روز می شد اون بداخلاقی ها رو به رقابتهای انتخاباتی نسبت داد و امیدوار بود که حرف دکتر درست نباشه ، اما بعد از انتخاب شدن ایشون حجم این تبلیغات نه تنها کم نشد بلکه بیشتر هم شد هر روز سایتهای شایعه پراکنی جدید تاسیس می شدن و با هزینه هایی که مشخص نبود از کجا میان سی دی های خرافی درست می شد و به صورت رایگان در اختیار مردم قرار می گرفت .
همه ی اینها رو هم می شد به نوعی به خارجی ها نسبت داد که از روی کار اومدن یه دولت اصولگرا ناراحت شده بودن و دامن بعضی افراد رو در داخل پاک دونست . اما یه چند وقتیه که اتفاقهای عجیب و غریبی داره می افته . خبرگزاری ایسنا که یه خبرگزاری دولتیه جدیدا هر روز خبرهای جنجالی بر ضد دولت و مخصوصا دکتر احمدی نژاد منتشر می کنه که سایت خدمت به چند تا از اونها اشاره کرده . اینکه یه خبرگزاری حکومتی هر روز علیه دولت و رییس جمهور شایعه سازی می کنه و با مخالفان دولت مصاحبه های جنجالی می کنه جای تعجب داره . کم کم دارم شک می کنم که احمدی نژاد وارد منطقه ی ممنوعه شده .
مطلب دوم ، آقای رمضانزاده رو که یادتون هست ، سخن گوی دولت سابق ، چند روز پیش توی تبریز در جمع اعضای حزب مشارکت این شهر سخنرانی کرده و از کساییکه به دنبال خدمت به مردم هستن (منظورش خودشون بوده) خواسته با هم متحد بشن (حتما واسه اینکه غول بی شاخ ودم عدالت خواهی رو نابود کنن) آقای رمضانزاده که بعد از انتخابات دوم خرداد مردم ایران رو با هوش ترین و قابل احترام ترین مردم دنیا می دونست در تغییر موضعی نسبتا آشکار گفت مردم فقط به خاطر منفعت شخصی به شعارهای جیب پر کن رای دادن . البته ایشون نگفتن که اگه مردم دنبال شعارهای جیب پر کن بودن چرا به کروبی که داشت بهشون صدقه می داد رای ندادن . احتمال می ره اگه مردم توی انتخابات بعدی به حزب آقای رمضانزاده (مشارکت) رای بدن ، باز هم تبدیل به با هوش ترین مردم دنیا بشن . توجه داشته باشین که رمضانزاده تنها کسی نیست که این روزها سخنرانیهای پر جنب و جوش انجام می ده ، بلکه بعد از اعلام رییس جمهور مبنی بر رسیدگی به تخلفات مالی اعضای دولت سابق ، اکثر این اعضا دست به سخنرانی و انتقاد شدید از دولت زدن (قبلا به این کارها می گفتن غوغا سالاری الان نمی دونم چی می گن) . یه نکته ی جالب متن کامل این سخنرانی رو هم ایسنا چاپ کرده !!!
اقدامات دولت احمدی نژاد براندازانه است !!!
رسول منتجب نیا قائم مقام حزب کروبی گفته که احمدی نژاد قصد براندازی نظام رو داره . آقای منتجب نیا تصریح کرده کسی که شعار مهرورزی می ده باید به این شعار پایبند باشه و وقتی رییس جمهور شد مدیرها رو عوض نکنه ! البته آقای منتجب نیا این رو هم گفته که در دولتهای قبلی هم تعویض مدیران وجود داشته اما از اونجایی که احمدی نژاد این کار رو کرده نشون می ده آدم بیخودیه . ایشون گفته دولت احمدی نژاد مثل یه انقلاب بود و همونطور که در زمان انقلاب اسلامی همه ی مدیران دوران ستم شاهی تعویض شدن در دولت احمدی نژاد هم همه ی مدیران دوران ستم ... ، ببخشین دوران سازندگی و اصلاحات کنار رفتن . البته ایشون به عدم اعتماد مردم به مدیران سابق که تقریبا مشابه عدم اعتماد به مدیران ستم شاهی بود ، اشاره نکردن . گفتنی است منتجب نیا از نزدیکان مصطفی کاظمی (موسوی) متهم درجه ی یک قتلهای زنجیره ایه و در این پرونده مصطفی کاظمی از منتجب نیا به عنوان ... این قتلها نامبرده که به دلیل برخورداری منتجب نیا از بند (پ) از تعقیب قضایی در امان مونده .
نتیجه می گیریم : هر کس به منتجب نیا ، آقای کروبی و سایر دوستان ایشون بی احترامی کنه یا به اونها شغلهای پر درآمد و در خور توجه نده به دنبال براندازی نظامه !!! ![]()
راستی دست بر قضا این مصاحبه رو هم ایسنا کرده . واقعا احمدی نژاد وارد منطقه ی ممنوعه شده ؟؟؟
اگه دوست داشتین ترفندهای اینترنتی یاد بگیرین حتما یه سری به لینک زیر بزنین .
http://www.mohsenjacky.blogfa.com
تا بعد بای![]()
یک) اولا تبریک می گم به همه ی ملت ایران بخاطر انتخاب این رییس جمهور . اونهایی که مصاحبه ی مطبوعاتی دکتر رو دیدن حتما الان با من موافقن . بالاخره دنیا حرفهایی رو که ۱۶ سال توی دل ملت مونده بود و داشت فراموش می شد شنید . مخصوصا قسمت سوال خبرنگار سی ان ان خیلی حال داد . تازه بعدش که تصویر خانم امانپور پخش شد که داشت از شدت عصبانیت نابود می شد حالش بیشتر شد . اما یه موضوع عجیب از وقتی که رییس جمهور پیشنهاد کرده گروههای ویژه راجع به وضعیت حقوق بشر توی ایران و غرب تحقیق کنن ، دیگه هیچ صدایی از مدعیان حقوق بشر در نمی آد و این فقط به خاطر اطلاع اونها از وضعیت حقوق بشر توی کشورهای خودشونه . به این میگن سیاست خارجی فعال . اگه مردی با عبای شکلاتی رو دیدین سلام ما رو هم بهش برسونید .

دو) آقا چه می کنه این روزنامه ی بلوک شرق . نمی دونم چند نفرتون مصاحبه ی رییس جمهور رو دیدین ولی به اونهایی که ندیدن باید بگم خیلی ضرر کردین . گذشته از جوابهای منطقی که حتی برای خبرنگار بی بی سی با اون روحیه ی انگلیسی و روباه صفتانش جای هیچ بهانه جویی نذاشته بود ، یه سری سوالها هم بودن که می تونن نامزد دریافت جایزه ی جک سال بشن . یکی از این سوالها سوال خبر نگار شرق بود . ایشون که هنوز از حال و هوای دوران ریاست مردی با عبای شکلاتی خارج نشده بودن ، از رییس جمهور راجع به بحثهای علمی که در مورد مشروعیت بخشی رای مردم به حکومت یا مقبولیت بخشی که چند وقتیه بین استاد مصباح و یه چند نفر دیگه انجام می شه پرسید و گفت نظر رییس جمهور در مورد این بحثها چیه ؟ من نمی دونم این آدمها رو کی توی جلسه ی به اون مهمی راه میده . طفلک خارجی ها از اینکه از یه مدیر اجرایی در مورد بحثهای نظری و علمی سوال میشه کفشون بریده بود . البته تقصیری هم نداشتن چون اونها توی دوران فرمانروایی مردی با عبای شکلاتی که نبودن ببینن تنها کار رییس جمهور حرف زدنه .
سه) آقای ابطحی معاون رییس جمهور سابق بعد از اینکه از کارهای اجرایی (مثل خوردن ، خوابیدن و عکس گرفتن از صحنه ی با شکوه پیپ کشدن کروبی) فارغ شد ، یه فرصت کوتاه گیر آورد که به خودش برسه واسه همین یه چند وقتی رفت مسافرت و چند شب هم موند توی شهرهای کویری که پر نمکه و حالا بعد چند وقت گلوله ی نمک شده و برگشته و توی سایتش ماجراهای جالب و خنده دار تعریف میکنه که حتی از ادای سوسک درآوردن ملیجک هم خنده دارتره . البته از اونجایی که من نه روشنفکرم و نه از لحاظ سایز شکمی با ایشون قابل مقایسم ، خودم رو در حدی ندیدم که به سایت ایشون وارد بشم . اما شریف نیوز یه قسمت از خاطرات خوش زندگانی روشنفکر همیشه در صحنه حجت الاسلام ابطحی رو ، روی سایتش گذاشته بود که حیفم اومد شما نخونیدش واسه همین لینکش رو پایین گذاشتم حتما بخونیدش اگه نخونید نصف عمرتون بر فناست . فقط حواستون باشه وقتی دارین می خونین روده بر نشین چون خیلی شیرینه . دستاتونم به هم نچسبه .
خداوندا تو شاهد باش که عمامه ی امام حسین سر چه کساییه . امام حسین خودت به فریاد برس .
چهار) * دو تن از کارگردانان مشهور سينماي ايران، پس از بازگشت از جشنواره بين المللي قاهره، در جمع گروهي از اهالي سينما گفته اند: بازتاب سخنان احمدي نژاد درباره هولوکاست و موجوديت رژيم صهيونيستي غير قابل تصور بود. ما در اين سفر متوجه شديم که مردم مصر احمدي نژاد را در حد اسطوره و قهرمان ملي دوست دارند و اين جوي فراگير در آن کشور بود.
مطلبی که خوندید تو قسمت اخبار ویژه ی خبرگزاری مهر اومده بود . توجه داشته باشید دولت مصر یکی از دولتهاییه که همیشه بدترین تبلیغات رو علیه جمهوری اسلامی و خط امام کرده . اما ملت مصر که به قلب فرهنگی اعراب معروفه از اولین روزهای شروع انقلاب ، جزو مهمترین حامیان خط حضرت امام و پیروان اون مثل احمدی نژاد بودن .
پنج) جدیدترین مخالفهای دکتر هم اعلام وجود کردند . طبق گزارش بازتاب چند روز پیش یه گروه از همجنس بازان آمریکا شدیدا از احمدی نژاد انتقاد کردند و بخاطر اعدام دو نفر به جرم لواط در مشهد که به دستور قوه ی قضاییه انجام شد ، خواستار تحریم ایران شدن . یکی از گروههای اصلی همجنس بازان در آمریکا که گروه مادر همجنس بازی محسوب میشه توی بیانیه ای که داده گفته اگه آدمهایی مثل احمدی نژاد روی کار بیان ما نمیتونیم هر کاری خواستیم بکنیم و حقوق ما به خطر می افته !!! حالا قرارشده تو یه روز مشخص همه شون جلوی سفارتهای ایران تو کشورهای مختلف تظاهرات کنن . (چه سعادتی)
راستی چرا آیت الله مصباح به خاطر یه نظریه ی علمی از چپ و راست مورد حمله قرار میگیره ؟؟؟ اونم از طرف کسایی که چندین ساله شعار میدن بحثهای سکولاری ، اومانیستی و ضدخدایی باید آزاد بشه چون بحث علمیه !!!!!!!!
به شنيدن خبرهاي ناگوار و دلخراش از دست دادن عزيزانمان عادت كرده ايم، هراز چندگاهي خبر سوانح هوايي یا زميني لرزه براندام مي اندازد و پس از گذشت زماني نه چندان دور در حاليكه نسبت به ريشه ي اصلي اتفاقا ناگوار پيشين بي تفاوت هستيم، سانحه اي ديگر رخت سياه بر تنمان مي نشاند.
هنوز 40 روز از سانحه هوايي هواپيمايي C130 نگذشته است كه هواپيمايي نظامي "فالكون 20" سپاه سقوط نمود وموجب شهادت جمعي از بهترين فرزندان انقلاب و سربازان فداكار ايران اسلامي گرديد.
بارها گفته اند و شنيده ايم كه ناوگان هوايي فعلي به دليل اثرات منفي حاصل از تحريم اقتصادي امريكا، ناوگاني ايده آل و مطمئن نيست. تعميرات و بازبيني قطعات به دليل محدوديتهاي موجود در خريد و فروش قطعات در حد مطلوب و به موقع صورت نمي گيرد، قطعات با چند دست واسطه و با قيمتي چند برابر قيمت معمول آن خريداري مي شوند و نهايتاً هم نسبت به سلامت صددرصد قطعات تضميني وجود ندارد.
با اينهمه، تحريم ها به دليل پافشاري مردم ايران بر استقلال و آزادي و اسلام خواهي خود همچنان ادامه دارد، در يك نتيجه گيري كوتاه، فرزندان دلاور اين سرزمين بايد به دليل پافشاري بر آرمانهاي خود پرپر شوند و از اينهمه سازمان هاي حقوق بشري دنيا كلامي برنيايد. سازمان هاي مدافع حقوق بشر، سازمان ملل، NGOهاي فعال در حوزه حقوق بشر و تمامي آنها كه به خاطر يك زنداني ضد انقلاب، فرياد «وا حقوق بشر»سر مي دادند، تنها براي يك بار هم كه شده نسبت به اين رفتار غيرانساني و ناقض حقوق بشر امريكا در به بازي گرفتن جان انسان ها به دليل تماميت خواهي اين كدخداي خود خوانده جهاني، كوچكترين اعتراض نمي كنند.
چند سال پيش هواپيماي حامل فرماندهان سپاه در اطراف كرمان سقوط كرد، چند روز پيش هواپيماي حامل خبرنگاران و نظاميان ارتش وامروز هواپيماي حامل فرماندهان ارشد سپاه.
اگر دولت قبل به اندازه اندكي از توان خود را كه معطوف مباحث بي سرانجامي نظير گفت وگوي تمدنها مي كرد، مصروف تبيين ماهيت ضد حقوق بشري قدرتهاي استكباري مي داشت، امروز دنيا از كنار سقوط مكرر هواپيماها در ايران به آساني عبور نمي نمود و اين پرسش مطرح مي شد كه سقوط مكرر هواپيماها در ايران با اين حجم از تلفات چرا؟ اگر مشكل در تامين قطعات يدكي هواپيماهاست چه قدرتي مانع تجهيز و نوسازي ناوگان هوايي ايران است؟ اگر آن مانع "غرب" است پس چماق حقوق بشر چرا تنها سزاي كشورهاي مخالف مباني غرب است؟
احمدي نژاد اخيرا طي پيشنهادي،نسبت به گفتگو و آغاز سلسله نشست هاي مناظره علمي در باب حقوق بشر با اروپا اعلام آمادگي كرده و از برخورد ابزاري و در جهت سلسله با رويكرد استعماري از موضوع حقوق بشر انتقاد كرده است. يكي از گزينه هايي كه در پيشنهاد اخير رئيس جمهور در باب مناظره بر سر حقوق بشر ميان ايران و اروپا بايد درصدر مباحث قرار گيرد همين نقض حقوق انساني و ناامني براي سرنشينان سفرهاي هوايي در اثر تحريمهاي اقتصادي امريكا و اروپاست. محافل حقوق بشري داخل آنقدر نسبت به اين مباحث بيگانه اند كه دولت بايد خود عهده دار طرح اين رئوس گردد. بيانيه كانون مدافعان حقوق بشر پس از سقوط هواپيمايي C-130 بيش از آنكه به ريشه ها و عوامل اينگونه اتفاقات بپردازد و نهايتاً به عنوان يك تشكل غير دولتي فعال در زمينه حقوق بشر نسبت به نقص مسلم حقوق بشر از سوي قدرتهاي دنيا اعتراض نمايد، به يك اظهار وجود در عرصه سياست داخلي شبيه بود. در هنگامه اي كه بر ايجاد زمينه براي بسط فعاليت NGOهاي غير دولتي اصرارهاي فراوان صورت مي گيرد در مقام عمل از اين تابلو تنها به عنوان پوششي براي فعاليت هاي سياسي استفاده مي شود و دولت خود بايد در اين بزنگاهها وارد ميدان شود و مباني بي محتواي ادعاي غرب را به چالش كشد. در ضمن وزارت خارجه جمهوري اسلامي نيز بايد از لاك تدافعي ساليان گذشته خود بيرون بيايد و نماينده اي شايسته در رايزني ها و گفتگوهاي بين المللي در سطح جهان باشد. اكنون كه دولت انقلابي و عدالت محور در راس كار است اهمال و سستي در اين امر از سوي دستگاه دپپلماسي و پيگيري رويكردهاي منفعلانه گذشته به هيچ وجه قابل پذيرش نيست.
ستاد كل نيروهاي مسلح در اطلاعيه اي سقوط هواپيماي "فالكون" را به دليل نقص فني در هر دو موتور آن اعلام كرده است. ناوگان هوايي ماهر روز فرسوده تر مي شود و ما بايد هر روز آماده شنيدن خبرهاي ناگوار سوانح هوايي باشيم مگر اينكه هر چه سريعتر جهان را به تناقض در رفتار و گفتار غرب واقف نماييم و در بن بست حاصل از اين رويارويي براي غرب، امريكا و اروپا را به رفتاري خارج از ميل و اراده خود وادار سازيم.
و مطلب آخر هم اینکه شهادت فقط به کسایی می رسه که حاضر باشن قیمتش رو بپردازن و آرزوش رو داشته باشن .
برای شادی روحشون دعا میکنم . خداحافظ
اول دوتا نکته :
۱-مثل اینکه بالاخره گوش شیطون کر اومدن دکتر داره اثر خودش رو می گذاره.قراره از امروز تحقیقات هسته ای بعد دو سال و نیم از نو شروع بشه و پلپ ها از مرکز تحقیقات برداشته بشه تا دنیا بفهمه مردم ایران اونقدرها هم که می گن بی رگ و بی عرضه نیستن . فقط هیچ کی نیست که جواب بده دو سال و نیم تعلیق به چه دردی خورد و در برابر اونهمه امتیاز که از ما گرفتن چی دادن ؟ آیا به جز ضرر واسه ما چیز دیگه ای داشت ؟
۲-بعضی از دوستان و طرفداران پرتعداد من
که از لحاظ آی کیو یه خورده خیلی شبیه خودمن ، نشستن چرتکه انداختن و نظریه صادر کردن که تصویر بالای وبلاگ عکس خونوادگی منه . به همین جهت و برای تنویر افکار عمومی من کاملا این مطلب رو تکذیب می کنم . اگر کمی دقت کنین ملاحظه می کنین که اونا بال دارن و رنگارنگن ) دو تا چشم سیاه داری بازم نمی بینی (
پس نتیجه می گیریم انسانها در ابتدا بال داشتند . نه نه ببخشین خط رو خط شد نتیجه می گیریم انسانها از اول هم بال نداشتند ) هیپیپ هورا ، بابا کلی ابن سینا بودم و خودم خبر نداشتم (
خوب بگذریم نمی خوام با اطلاعات جامع و فراوانم همتون رو دانشمند کنم . نکته هام تموم شد .
امروز می خوام از حزب معین جونم اینا براتون بنویسم . یادتون هست که دکتر معین و اعضای حزبش که همگی هم کلی روشنفکرن توی انتخابات مطمئن بودن که می تونن جای خاتمی رو توی سعدآباد بگیرن . بخاطر همین به سبک گاوچرونای یانکی حتی معاون اول رییس جمهور رو هم انتخاب کرده بودن که رای بیشتری جمع کنن . البته بگذریم که خیلی از مردم خاتمی کوچیک رو نمی شناختن و حتی اسمش هم نشنیده بودن و اونهایی هم که می شناختنش بخاطر اونم که شده عمرا به معین رای نمی دادن . تازه این در شرایطی بود که ایشون سر هر اتفاق خرد و کلانی به طور متوسط روزی یه بار تو مجلس اعتصاب می کردن . وگرنه شاید خونوادش هم نمی شناختنش .
بی خیال بریم سر بحث خودمون ، آره تا اونجا رسیدیم که اونا خودشون رو پیروز انتخابات می دونستن . اما یهو ملت رفتن پای صندوقای رای و زدن برجک این بنده خداها رو ترکوندن . این اتفاق باعث شد که رفقای ما چند ماه بشینن و علتهای شکستشون رو بررسی کنن و تازه بفهمن که ملت ایران رو نباید بوسیله ی رادیوهای خارجی شناخت . اما از اونجایی که اصلا دوست نداشتن به اشتباهشون اعتراف کنن شروع کردن به گیر دادن به این و اون و انداختن تقصیر گردن بقیه . اولش زوم کردن رو خاتمی و اونو به تحجر و نا کار آمدی متهم کردن )با دومیش کاملا موافقم ( ، اما بعدش رفتن یه مهمونی گرفتن و دور هم جمع شدن و حساب کتاب که کردن دیدن کابینه ی خاتمی دست خودشون بوده و همه ی نا کار آمدی ها زیر سر خودشونه ، بنابراین فکرهاشون رو رو هم ریختن و یک خیانتکار جدید پیدا کردن و یهویی گیر دادن به کروبی این پیرمرد دوست داشتی و شیرین زبان که انسان وقتی قیافه اش رو می بینه بی اختیار یاد چارلی چاپلین مرحوم می افته . البته در این میان چون می دونستن احمدی نژاد از اونها تو کابینه اش استفاده نمی کنه تصمیم گرفتن تا در دولت جدید مشارکت نکنن .
بعله این آنالیز علتهای شکست همچنان ادامه داشت و در این مدت چند نفر دیگه از دوستای دیروز و دشمنای خونی امروز به انواع و اقسام جنایتها و خیانتها از قبیل تحجر ، نقض حقوق بشر و همکاری با القاعده متهم شدن ) توجه داشته باشین مراد از حقوق بشر در اینجا حقوق معین جونم ایناست اعم از مشروع و نا مشروع ( تا اینکه یه دفعه عصر آنالیزینگ تموم شد و رو سیاهیش موند به زغال .با تموم شدن این دوران که به دوران طلایی مشارکت معروف شد ، اعضای روشنفکر این حزب احساس عنصر اضافی بودن کردن و کم کمک دیگه داشتن افسرده می شدن و به فکر کارای بد بد می افتادن و به خصوص دیدن اینکه ملت توی جامعه هیچ حرفی از اونا نمی زنند این افسردگی رو چند برابر می کرد تا اینکه بالاخره تصمیم گرفتن یه مهمونی دیگه بگیرن و برای حل این مشکل اساسی فکری صادر کنن و از اونجایی که اسم حزبشون مشارکت بود و همگی به این اسم عشق می ورزیدن همشون مشارکت قابل توجهی در این مهمونی داشتن که تحسین دوست و دشمن رو برانگیخت .
به نظر می رسه این گردهمایی نتایج شکوهمندی به دنبال داشته باشه چون یکی از مصوبات اون ائتلاف با نهضت آزادی بود ، یکی از پر طرفدارترین احزاب ایرانی با بیش از ۵۰ نفر طرفدار در سراسر ایران که همگی هم اعضای اون هستن . به این ترتیب به نظر میرسه این گروه روشنفکرای ایرانی دارن گامهای جدی و محکمی رو برای جلب افکار عمومی و برگشتن به سعدآباد بر می دارن . البته اگه حسودها بذارن ، از من نشنیده بگیرین ولی چند روز پیشا خبرگزاریها از زبان یکی از اعضای مشارکت نوشته بودن که ما چرا باید با حزبی که فقط ۵۰ نفر طرفدار داره ائتلاف کنیم ؟ از اون ور هم نهضت آزادیا گفتن واسه ما که پنجاه سال سابقه داریم افت داره با حزبی ائتلاف کنیم که سه چهار ساله راه افتاده .
در هر صورت ما امیدواریم این پیوند مبارک بسته بشه تا هم چشم حسودها بیفته کف پاشون ، هم اینکه معین جونم اینا یه مدت سرشون گرم شه و خدای ناخواسته باز هم به فکر تحصن نیفتن که لاغر بشن و مخصوصا اینکه به هر حال ۵۰ نفر هم تو انتخابات بعدی ۵۰ تا رای دارن و این می تونه به مشارکت برای رسیدن به اهداف اصلاح طلبانه و پیشروانه کمک زیادی بکنه . البته اگه انتخابات طبق معمول تحریم نشه . خوب دیگه بقیه ی مزیتهاشم خودتون برید فکر کنین و کشف کنین تا نعمت الهی آک نمونه .
یه جک هم بگم بخندید ته خنده است : بعد از انتخابات یه چند شب افتاده بودم تو کار گوش کردن به بحثای کارشناسی صدای آمریکا ، جای همتون خالی کلی خندیدیم . یه شب که همین جوری بی خبر از همه جا نشسته بودم و داشتم بحث کارشناسی رو گوش می کردم مجری برنامه رامش خان که من نمی دونم چرا همیشه با لهجه ی افغانی حرف می زنه )لطفا به گیرنده های خود دست نزنید ( از مهمونشون پرسید : به نظر شما چرا احمدی نژاد رفت دور دوم در حالی که قرار بود دکتر معین بره ؟!!! من منتظر شدم کسی که می گفتن کارشناسه این سوتیه نا فرم رو جمعش کنه ، ولی آقای کارشناس هم شروع کرد به تشریح علتهای انجام نشدن قرارشون . کفم بریده بود که این آقای مجری با کی قرار گذاشته بود معین دوم بشه !!!!!!!!!!!!!
خوب دیگه ما رفتیم نظر هم یادتون نره لطفا )بابا مودب بابا لقمان حکیم (
فعلا بای
سرانجام انتظارها به پایان رسید و قصاب صبرا و شتیلا در یک قدمی مرگ قرار گرفت . بنابر اعلام منابع بیمارستانی ژریم نژادپرست صهیونیستی وضع عمومی شارون نخست وزیر جنایت پیشه ی این رژیم در شرایط خطرناکی قرار دارد . بنابراین گزارش قصاب حتی اگر زنده هم بماند دیگر نمی تواند به فعالیت سیاسی خود ادامه دهد و فلج خواهد شد . از این گزارشها چنین بر می آید که دنیا می تواند امیدوار باشد که جنایت تازه ای از قصاب نخواهد دید . این در حالی است که رسانه های عربی خبر از مرگ وی می دهند و معتقدند صهیونیستها منتظر موقعیتی مناسب برای اعلام این خبر هستند .![]()
در هر صورت خبر خوشحال کننده ی مرگ قریب الوقوع قصاب این پیشکسوت جنایتکاران نوید پایان زندگی سراسر پلیدی و جنایت فردی را می دهد که سالها به عنوان مظهر خشونت ، ترور ، نژادپرستی و اختناق شناخته می شده است . اما جنایات او از قبیل آتش زدن روستاها و زنده زنده سوزاندن اهالی آن برای تصرف زمینهای آنها ، ترور سازماندهی شده ی آزادی خواهان فلسطینی ، تخریب خانه های انسانهای بی دفاع بر سر ساکنین آن ، به آتش کشیدن زمینهای کشاورزی و باغهای زیتون به منظور پاکسازی نژادی در فلسطین و به خصوص رهبری قتل عام دهها هزار انسان بی گناه اعم از زنان سالخوردگان و کودکان بی دفاع در اردوگاههای آوارگان صبرا و شتیلا در لبنان و هزاران جنایت و خیانت دیگر که هیچگاه از سوی سازمانهای بین المللی و مدعیان دروغین حقوق بشر اعتراضی به آن نشد .
بیایید همه با هم برای حذف این لکه ی ننگ تاریخ بشریت از صحنه ی گیتی دعا کنیم . ان شاء الله![]()