تبليغاتX
.: بچه های سوم تیر :.
شاید وقتی دیگر ...
چهارشنبه 19 بهمن1384
سلام به همه ی رفقا

متاسفانه به خاطر گرفتاریهای درسی این وبلاگ تا نوروز و شاید تا تابستون آپدیت نخواهد شد .

ضمن عذر خواهی براتون آرزوی بهترین روزها رو دارم و ملتمس دعای خیر شما هستم .

پس فعلا بای
یا علی

Posted by حسين فتوحي @ 12:18 |
محرم و دوستی خاله خرسه
یکشنبه 16 بهمن1384
بسم رب الشَهداء و الصدَقین

دیشب هیئت بودم . حاضرین هیئت طبق معمول هفت هشت تا مداح بودن که همه تکنو می خوندن و آدم رو یاد دی جی علی مینداختن . یه عده عاشق هم بودن که الکی گریه می کردن و بی خودی داد می زدن و دوربین فیلمبرداری که میومد سمتشون فریادها بیشتر می شد و همه ی اطلاعاتشون راجع به امام حسین به سه روز آخر زندگی ایشون خلاصه می شد و چند نفر هم گوشه کنارها بودن که از دیدن این صحنه ها اعصابشون خرد می شد .

نشسته بودیم و از مداحی که بعضا از کفر و شرک به حضرت باری تعالی هم بی بهره نبود استفاده می کردیم و از هنر نمایی عشاق که شبیه یک اوپرای کلاسیک بود بهره می بردیم . از سخنرانی که هیچ خبری نبود و همین که وارد هیئت می شدی باید می زدی توی سر و سینه ات تا وقتی که بری بیرون و وقتی هم که می رفتی بیرون اگه یکی ازت میپرسید چرا این کارها رو کردی نمی دونستی چی بگی چون بهت گفته بودن فقط سینه بزن همین نمی خواد بدونی واسه چی .

راستش رو بخواید توی کل این هیئت یه قطره اشکم نریخته بودم بلکه بیشتر اعصابم از ظاهرسازی بعضی ها خرد شده بود تا اینکه یهو یکی از حضرات در حالی که می خواست بگه من خیلی عاشق آقام از اون وسط داد زد " اگه راه رو نبسته بودن تو بر می گشتی " اشکم در اومد و واسه مظلومیت آقا کلی گریه کردم . نه واسه این که راه رو به روی آقا بسته بودن و یا اینکه تشنه کشته بودنش ونه حتی واسه اینکه رقیه اش رو کتک زده بودن اینها پیش مظلومیتی که من واسش گریه کردم چیزهای خیلی کوچیکی ان . مظلومیت اصلی آقا اینه که بعد از هزار و چهار صد سال کسایی واسش عزاداری می کنن که هنوز نمی دونن ایشون واسه چی جنگید و چرا کشته .

واقعا آقا چرا جنگید ؟ چرا با یزید بیعت مصلحتی نکرد همون کاری که برادر بزرگشون امام حسن با معاویه کردن ؟ خونواده ی امام چرا توی این سفر همراه ایشون بودن ؟ آیا بچه ها همراه کاروان بودن تا اگه جنگی پیش اومد بجنگن ؟ آیا علی اصغر قرار بود توی کربلا بجنگه ؟ آیا امام نمی تونست بعد از اینکه موقعیتش رو توی کوفه محکم کرد اهل بیت رو دعوت کنه ؟ ایا امام نمی دونست با 72 نفر نمی شه چند هزار نفر رو شکست داد ؟

مشکل بعضی از ماها اینه که فکر می کنیم امام حسین یه جوون بیست ساله ی احساساتی بوده که بلد نبوده فکر کنه و تصمیم بگیره و بخاطر همین اهل بیتش رو توی درد سر میندازه .

اما ایشون بیشتر از پنجاه سال سن داشتن و بهتر از هر کسی مردم کوفه رو می شناختن و از پیمان شکنی اونها آگاه بودن و می دونستن یزید حاضر نیست اجازه بده ایشون حکومت تشکیل بدن . امام حسین همون کسی بود که ده سال با معاویه بیعت کرد و دست به شمشیر نبرد . پس اینکه امام دست به این اقدام استشهادی می زنن حتما دلیل دیگه ای داره .

استاد مطهری تو کتاب حماسه ی حسینی می گه " کتاب کربلا دارای دو صفحه ی کاملا متفاوت است یکی صفحه ای است پر از جنایت و پایمال شدن ارزشهای انسانی و دیگری صفحه ای است مملو از ایثار شجاعت فداکاری و حق طلبی " . چرا ما همیشه فقط صفحه ی اول این کتاب رو می خونیم ؟ چرا ما واسه امام حسین طوری روضه می خونیم که انگار امام نفله شده ؟ متاسفانه کمتر مداحی وجود داره که راجع به هدف امام حسین صحبت کنه و وضعیت طوری شده که وقتی از عزادارهای امام می پرسیم امام حسین چرا کشته شد دو تا جواب بیشتر نمی شنویم " برای اسلام " و یا " چون یزید آدم بدی بود " و هیچ کس در مورد شعار اصلی امام یعنی " هیهات من الذله " صحیت نمی کنه .

آیا قیام امام حسین فقط مخصوص یزید بود ؟ آیا امام حسین یه انسان بی تجربه بود که خونش هدر رفت ؟ پس چرا ملت ما وقتی انقلاب کردن شعار می دادن " نهضت ما حسینیه " ؟ مگه یزید 1400 سال پیش نمرده بود ؟ پس ملت ما چطور می خواستن با یزید بجنگن ؟ آیا یزید همون محمد رضا پهلوی بود و حالا که شاه مرده جنگ با یزید هم تموم شده ؟

چند سال پیش یه مرکز مطالعاتی تو آمریکا یه پژوهش در مورد ریشه ی تروریسم و عملیات استشهادی در اسلام انجام داد و به این نتیجه رسید که رهبر همه ی تروریستهای مسلمان ( استشهادیون ) امام حسینه . چطور یه آدم می تونه 1400 سال بعد از مرگش عملیات شهادت طلبانه رو رهبری کنه ؟؟؟

توی پست بعدی در مورد این مسئله بیشتر صحبت میکنیم .

پروردگارا شر دوستان نادان را از سر ما کوتاه بفرما . آمین
Posted by حسين فتوحي @ 1:3 |
ما انقلاب کرديم تا جوانان بفهمند رييس جمهور هم يک آدم است مثل آنها .    (شهيد رجايي)

سلام
فرا رسيدن ماه محرم رو به همتون تسليت ميگم .

امروز داشتم تصاوير روزهاي انقلاب رو مي ديدم مردمي که همه با هم شعار مي دادن و مشتها رو گره مي کردن . خيلي احساس غرور مي کردم و تاسف مي خوردم که چرا نتونستم اون روزها رو از نزديک ببينم . اما يه دفعه يه سوال اومد توي ذهنم " مردم چرا انقلاب کردن ؟ "

اين سوال رو قبلا هم شنيده بودم حالا يا واسه اينکه معلم انشاي دوران راهنمايي ازم خواسته بوده راجع بهش انشا بنويسم يا سر درس تاريخ دوران دبيرستان بهش برخورد کرده بودم و يا اينکه بعدها توي بحثهاي سياسي شنيده بودمش . اما هيچ وقت اينجوري بهش فکر نکرده بودم .

اون روزها مردم شعار ميدادن " ما عدل علي خواهيم " . مردم عدل علي مي خواستن چون از دست کاخ نشينها به ستوه اومده بودن و جونشون رو کف دست گرفته بودن تا به عدل علي برسن . همون موقع آمريکاييها ميخواست توي ايران اصلاحات بکنن اما مردم اين اصلاحات رو نمي خواستن چون از دست کاخ نشيني امپرياليسم آمريکا که کاخهاش رو با پول اونها و امثال اونها ساخته بود هم خسته شده بودن . گذشته از خواستهاي معنوي که مردم داشتن اونها توي زندگي مادي فقط عدل علي رو مي خواستن همين . اونها ميديدن رهبرشون مثل خودشون حرف مي زنه اونها مي ديدن سطح زندگي رهبرشون اگه پايين تر از خودشون نباشه مطمئنا بالاتر نيست واسه ي همين بود که همه ي با هم و با هر سليقه اي و از هر طبقه ي فرهنگي و اجتماعي فرياد مي زدند " ما عدل علي خواهيم " . اونها حکومت دست نشونده رو طاغوت مي دونستن و حاضر نبودن زير بارش برن .

انقلاب پيروز و جنگ آغاز شد . مردم عزيزانشون رو از دست مي دادن ولي خوشحال بودن چون در حد وسع خودشون به عدل علي رسيده بودن . جوونها دسته دسته ميرفتن واسه دفاع و بدنشون پاره پاره برمي گشت اما هيچکي غصه نمي خورد چون اونها واسه عدل علي داشتن جون مي دادن . همه عين هم بودن فرقي نمي کرد رهبر باشن رييس جمهور باشن استاندار باشن شهردار باشن يا آقا زاده همه عين هم بودن . تا اينکه مراد مردم جام زهر رو سر کشيد و کارها رو داد دست مردم .

يکي از مريدهاش که زير سايه ي پيشواش بزرگ شده بود پرچمدار عدالتخواهي شد . اما بعضيها عوض شده بودن و حرفهاي تازه ميزدن مي گفتن عدالت نمي خوان مي گفتن دوست دارن با بقيه فرق داشته باشن . کم کم سر و کله ي آقا زاده ها پيدا شد . کاخها بازسازي شدن و قانون قبل از انقلاب برگشت و پرچمدار عدالت تنها موند .

آقا زاده شونزده سال تموم خوردن و ريختن و پاشيدن وتهمت زدن . پرچمدار حاضر نبود براي رفتن بچه هاش به قم واسه تحصيل از پول مردم حتي سرويس بگيره اما بعضيها ماشينهاي زرهي چند صد ميليوني مي خريدن و به هم ديگه پژوهاي 605 شيش صد ميليوني کادو مي دادن . اونقدر خوردن تا يه عده از مردم صداشون در اومد . اما اين بعضيهاي قصه ي ما ديگه عادت کرده بودن و مي ترسيدن اگه ترک عادت کنن مريض بشن واسه همين باز هم تهمت هاي قديمي تکرار شد و مردمي که صداشون در اومده بود شدن خشونت طلب تا واسه هميشه خفه شن .

اما يه جاي کار ايراد داشت تازه گيها يه پسر آهنگري پيدا شده بود که از مريدهاي پرچمدار عدالت بود و مدام شعار مي داد " ما عدل علي خواهيم " . بعضي از مردم هم که هنوز زنده بودن کم کم داشتن باهاش همراه مي شدن . اين پسر آهنگر که مي خواست درفش کاوياني کاوه ي آهنگر رو زنده کنه خيلي آدم نا جوري بود چون اصلا حاضر نبود ماشين زرهي سوار بشه . از بيت المال هم حقوق نمي گرفت چون مي گفت حقوق دانشگاه واسم کافيه . به بچه هاش هم پست هاي مهم نمي داد . توي کاخ هم زندگي نمي کرد تازه از شهرام جزايري هم پول نمي گرفت و از همه بدتر اينکه ليست دارايي هاش رو به مردم ارائه مي داد . بنابراين آقا زاده هاي قصه ما با رفقاي اونور آبي شون تصميم گرفتن توي سيستان و بلوچستان ترتيبش رو بدن و اين لکه ي ننگ تاريخ مديريت رو واسه ي هميشه خفه کنن . اما متاسفانه دعاي خير مردم نفهم کار خودش رو کرد و اين موجود خبيث و بي تربيت که مي خواست مشت آقا زاده ها رو باز کنه شهيد نشد .

وقتي که اين نقشه ي شاهزاده ها به نتيجه نرسيد تصميم گرفتن هر طور شده اين اشغالگر رو که پست هاي اونها رو غصب کرده بود و داده بود به جوونهاي تحصيل کرده از ميدون به در کنن واسه ي همين پولهاشون رو از بانکهاي دبي آوردن بيرون و دادن به هنرمندهاي هاليوود تا واسشون فيلم خرافي از نوع هري پاتر بسازن و البته استراتژي قديمي يعني تهمت ing رو هم در سطح وسيع به کار گرفتن و به اين ترتيب پسرک آهنگر ما که تا ديروز هيچ سوء سابقه اي نداشت شد آدولف هيتلر جديد .

و اين ماجرا تا چهار سال بعد همچنان ادامه دارد ...

اما ... زود است که ابرهای مرگ بر شما سایه افکند .   ( امیرالمومنین )

دکتر عزيز مي دونم اين مطلب رو هيچ وقت نمي خوني ولي خواهشا همينطور محکم بمون و کاري نکن که چند سال بعد از اينکه اينا رو نوشتم شرمنده بشم . آمين يا رب العالمين

تا بعد

 

 

Posted by حسين فتوحي @ 1:32 |
پیروزی مقاومت
یکشنبه 9 بهمن1384
سلام

رای مردم فلسطین به جنبش مقاوت حماس رو که رای به رد مذاکرات سازشکارونه بود به همه ی آزاده های دنیا تبریک میگم .

راستی خاویر سولانا گفته رای مردم نمی تونه به تنهایی ملاک مشروعیت باشه !!!

خدایا چه حرفهایی که آدم توی این دنیا نمی شنوه . اونم از زبون مدعیان دموکراسی

مخالفای استاد مصباح کجان داد بزنن دنیا در خطر تحجره ؟ 

یا علی

Posted by حسين فتوحي @ 20:43 |
چنگالهای خونی انگلیس
پنجشنبه 6 بهمن1384
سلام ، بازم یه جنایت تازه
دیروز اهواز بازم لرزید تا بساط جشن آدمکشا جور بشه .

تروریسم یعنی چی ؟ بمب گذاشتن توی پر رفت و آمدترین مکانهای دولتی مثل بانک و اونم توی شلوغ ترین ساعت روز چه معنی می تونه داشته باشه ؟ کشتن انسانهایی که معلوم نیست از نظر سیاسی موافق نظامن یا مخالف اون چه نوعی از مبارزه با نظام میتونه باشه ؟ به خاک خون کشیدن آدمهایی که معلوم نیست سرپرست چند نفرن چقدر پستی میخواد ؟ تیکه تیکه کردن آدمهایی که مشخص نیست آیا با نظام همکاری میکنن یا نه و اصلا آیا تا حالا پاشون به تهران رسیدن یا نه چه منطقی میتونه داشته باشه ؟

مردم ایران امروز از خودشون میپرسن چرا همه ی این اتفاقا بعد از اشغال عراق میفته ؟ مردم ایران از خودشون میپرسن چرا همه ی این اتفاقا از وقتی انگلیسیا اومدن توی بصره وجنوب عراق اتفاق میفته ؟ مردم ایران از خودشون میپرسن دو تا مامور اطلاعاتی انگلیس که توی بصره دستگیر شدن واسه چی اونجا بودن ؟ مردم ایران میپرسن چرا این دو تا مامور لباس عربی تنشون بوده ؟ مردم ایران میپرسن ابراز بمب گذاری چرا همراه اونا بوده ؟ مردم ایران میپرسن این بمبا قرار بوده کجا رو منفجر کنه ؟ مردم ایران میپرسن چرا ارتش انگلیس به اون سرعت اونا رو از بازداشتگاه فراری داد ؟ مردم ایران میپرسن چرا دولت انگلیس نمی خواست اون دو تا مامور بازجویی بشن ؟ مردم ایران میپرسن سربازای ارتش انگلیس توی اروندرود چیکار داشتن ؟ مردم ایران میپرسن حضور گشتی های انگلیس توی آبهای ایران واسه چی بوده ؟ مردم ایران میپرسن چرا رادیوهای بیگانه چند وقته مدام صحبت از قومیتها میکنن ؟ مردم ایران میپرسن این رادیوها با کدوم هدف قومیتها رو به مبارزه فرا میخونن ؟ مردم ایران میپرسن کی از حادثه ی 11 سپتامبر نفع برد ؟ مردم ایران میپرسن ... ؟؟؟


بازم میپرسم تروریسم یعنی چی ؟ حمایت از تروریسم یعنی چی ؟ مبارزه با تروریسم یعنی چی ؟
مطمئن باشید تا چند وقت دیگه مثل همیشه ایران به حمایت از تروریسم محکوم میشه و این تروریستها که ایران از اونا حمایت میکنه بچه های فلسطینین و نوع ترور که انجام میدن سنگ زدن به خودروهای زرهی اشغالگرای کشورشونه . کدوم چشم میخواد چنگالای خونی انگلیس رو ببینه ؟ آیا قرار هست انگلیس واسه یه بارم که شده به حمایت از تروریسم محکوم بشه ؟ کدوم گوش بالاخره میخواد فریاد عدالتخواهی ملتهای دنیا رو بشنوه ؟ راستی قانون جنگل یعنی چی ؟؟؟


امروز جنازه ی شیش تا ایرانی توی اهواز تشییع میشه . کی میدونه اونا چی کاره بودن ، شاید یکیشون کارگر بوده که رفته بوده واسه درمون کردن یه بخش از زخمهای زندگیش وام بگیره و البته حتما نمی تونسته وام چند میلیونی بگیره چون قسطاش رو نمی تونسته بده ، شایدم  یکیشون کشاورز ، شاید یکی از اونا اومده بوده حقوق این برجش رو از کمیته ی امداد بگیره ، شاید یکی از اونا اصلا نمی دونسته سیاست چیه ، شاید یکی از اونا مخالف نظام بوده ، هیچ کدوم از اینا رو نمی دونم ولی میدونم تو خونه ی همشون یه عده چشم به راه برگشتنشون بودن و فکرش رو هم نمی کردن دیگه عزیزشون رو نمی بینن ...

به هر حال اونا رو امروز تشییع میکنن

و صدای پر مرغان اساطیر می آید در باد ...

Posted by حسين فتوحي @ 1:38 |
آنچه ميخوانيد گزارشي است كه نويسنده وبلاگ " سیاه مشق " در سايت خود و در حاشيه انتشار يك عكس به آن پرداخته است :

نمی دونستم آیا درسته که این عکسها را منتشر کنم یا نه ... داستان از این قراره : از مجلس اومدم بیرون تا برم خبرگزاری، تو راه 'رییس جمهور من' زنگ زد و همینطور که مشغول صحبت با او بودم از کنار بساط پیرمردی که همیشه در گوشه ای از میدان بهارستان کتابهای دینی و ادعیه می فروخت رد شدم ولی اینبار قاب عکس بزرگی که در کنار اون کتابهای قطع کوچیک قرار داده بود ، توجهم را جلب کرد ... آره همین عکس از ریيس جمهور بود. عکسی که شاید اگر احمدی نژاد اجازه می داد در سر در اتاق تمام مدیران دولتی قرار داشت اما این بار این عکس در گوشه ای از میدان بهارستان روی زمین بود.

بعضی وقتها ما از کنار نکات ریز و در عین حال بزرگی که در زندگیمان وجود داره به سادگی تمام می گذریم. این بار هم اگر 'رییس جمهور من' اصرار نمی کرد که از این منظره عکس بگیرم، من هم به سادگی هر چه تمامتر از این مسئله می گذشتم و می گفتم این عکس یک درد دل کوچیک از طرف یه پیرمرد، یکی از همین مردمان هر روزه با رییس جمهورش هست ولی اگر بخواهی به تمام ابعاد این عکس نگاه کنی که زیرش نوشته شده : " جانم فدای آنکه دلش با زبان یکی است"... من نمی دونم تو چی می بینی ولی من بار سنگین مسئولیت مردی را می بینم که نگاه امیدوار مردمانی اینچنین تنها به او دوخته شده. به خاطر همین بود که شک داشتم آیا این عکس را منتشر کنم یا نه. چون دید من کاملا با کسانی که مشتاقانه منتظر انتشار این عکس هستند کاملا متفاوت است: از این عکس نباید برای مسخره کردن مردم بهره برد. این مسئله مهمی است که شاید اگر به دست برخی از خبرنگاران دیگه گرفته می شد بهش زیاد فکر نمی کردند.
در وزارت کشور هنوز نتایج قطعی دور دوم انتخابات اعلام نشده بود ( قبل از ساعت یک شب سوم تیر امسال ) اما اخبار غیر رسمی نشان از پیروزی حتمی احمدی نژاد در مقابل حریف قدری چون هاشمی داشت و بچه هایی که با چشمهای نگران به همدیگر نگاه می کردند هی از همدیگه می پرسیدند آخه چه کسانی به احمدی نژاد رای داده اند؟ .... با گذشت حدود 4 ماه و نیم از ریاست جمهوری احمدی نژاد حالا دیگه پاسخ دادن به این سوال کار آسانتری به نظر می آید ... بله ! همین آدمهای هر روزه ای که ممکن است در شهر از کنار بساطشان گذشته باشی، در کوچه های آرام، گریه هایشان را دیده باشی، یا در روستاها و دهاتهای تمام شهرهای این کشور از کنار سادگیشان با لبخندی رد شده باشی ...

 هرچند هنوز بسیاری رای مردم را باور نکرده اند! اما دلم می خواست این عکس را به رییس جمهور نشان می دادم و می گفتم آقای رییس جمهور لطفا این عکس را قاب کنید و در اتاق کارتان بگذارید اصلا آن را در جیبتان بگذارید تا همیشه همراهتان باشد. شاید اینطوری هیچ وقت شعارهایتان را فراموش نکنید، همچنین چشمان امیدواری را که به راه شما دوخته شده است.

Posted by حسين فتوحي @ 9:41 |
خاک پاک آمریکا
دوشنبه 3 بهمن1384
سلام
نمی دونم رادیوهای بیگانه رو گوش میکنین یا نه ؟ اصلا حاضیرن وقتتون رو واسه ی این رادیوها تلف کنین یا نه ؟ هر چند همه ی این رادیوها برنامه های یکسانی پخش نمی کنن و به ظاهر با هم فرق دارن ولی اگه برنامه هاشون رو واسه یه مدت کوتاه شنیده باشین میفهمین که همه ی اونها یه هدف رو دنبال میکنن و اونم از بین بردن هویت ملت ایرانه .
مثلا رادیو فرانسه که به ظاهر با سیاستهای آمریکا مخالفه تقریبا همه ی وقتش رو میذاره واسه تبلیغ مسیحیت و برای این کار دست به هر کاری میزنه از قبیل افسانه سازی راجع به هواریون و (نعوذبالله) تبلیغ خدا بودن مسیح و چون واسه ی این ادعاهاش منطق نداره هیچ خط ارتباط زنده ای هم با شنونده هاش نداره . اما رادیو بی بی سی که ارگان دولت انگلیسه با همه ی قضایا انگلیسی برخورد میکنه و چنان راست و دروغ رو با هم مخلوط میکنه که خودش هم نمی تونه بعدا جداشون کنه . رسالت رادیو فردا هم اینکه به مردم ایران بگه شما نژاد پستین و هیچ کاری از دستتون بر نمیاد و چشمتون فقط باید به دست نژاد ساکسون باشه تا اگه چیزی اضافه داشت بندازه جلوتون ، بنابراین کوچیکترین شکست ورزشی ایران یا کوچیکترین اشتباه ورزشکارهای ایرانی رو به اندازه ی شکست هیتلر توی جنگ جهانی بزرگ میکنه (نمونه اش هم گزارشهای این رادیو راجع به نیمکت نشینی مهدوی کیا توی هامبورگه) . راجع به رادیوی صهیونیستها هم که دیگه هیچی نگم خنده بازاریه واسه خودش ، رفقای اشغالگر ما دوست دارن همه چیزو برعکس نشون بدن حتی اگه این کارشون به ضرر خودشون تموم بشه و این مسئله واسشون تبدیل به یه عقده شده مثلا اگه همه ی مردم دنیا بگن ماست سفیده این دوستای ما واسه اینکه به آرمانشون در مورد تحریف حقایق خدشه ای وارد نشه ، میگن نه سیاهه و از اونجایی هم که ترک عادت موجب مرض میشه هیچکی توی دنیا به کارشون کاری نداره . اما قطعا جالبترین و در عین حال سرگرم کننده ترین رادیو رادیو آمریکاست .
این رادیو با بهره گیری از بهترین جوکرهای آمریکا و همین طور آمریکایی های فارسی زبون یه کلکسیون کامل از انواع هنرهای مرتبط با طنز راه انداخته تا جایی که طنزهای ساخت این رادیو حتی قابل رقابت با طنز شبهای برره (دو برره اینا) است و میشه به آقای ضرغامی پیشنهاد کرد برای صرفه جویی در مصرف بودجه به جای شبهای برره بحثای کارشناسی رادیو آمریکا رو پخش کنن .
پریشب که داشتم این رادیو رو گوش میکردم کارشناسشون داست راجع به آزادی توی ایران صحبت میکرد و موضوع سخنرانیش هم این بود : من امیدوارم توی ایران اینقدر آزادی بوجود بیاد که هر کی خواست عرعر کنه ، راحت اینکار رو بکنه . در ضمن ایشون مدعی بودن یکی از اساتید برجسته ی دانشگاههای ینگه دنیا هستن ، البته بلافاصله بعد از اون دسته گل ایشون که تقدیم آب شد ، جناب مجری پابرهنه دوید وسط حرفشون و تذکر داد که نظر آقای کارشناس نظر رادیو نیست (یعنی اینکه رادیو آمریکا با عرعر کردن توی ایران موافق نیست) .اما از عجایب دیگه ی این رادیو ، مجری اونه که شخصیه به اسم رامش . رامش خان چون رفته آمریکا و دوست نداره با لهجه ی ایرانی ، فارسی حرف بزنه و چون نمی تونه با لهجه ی اربابهاش صحبت کنه ترجیح داده یه لهجه از خودش اختراع کنه . این آقای رامش خیلی دوست داره بگه آدم با هوشیه ولی چون رفتارش و حرفهایی که میزنه اصلا این رو نشون نمیده ایشون مجبوره هر چند دقیقه یه بار روی این نکته تاکید کنه . راجع به تکه کلامهای ایشون هم میشه به بارزترین اونها یعنی خاک پاک آمریکا اشاره کرد . ایشون خیلی علاقه داره بگه خاک آمریکا پاکه حالا اینکه خاکی که روش خون هزاران سرخپوست بیگناه که فقط حاضر نبودن از سرزمینشون بیرون برن و یا خون دهها هزار برده ی سیاه که تنها گناهشون رنگ پوستشون بوده ، ریخته چطور میتونه پاک باشه من اطلاعی ندارم .
راستی حتما قضیه ی سربازهای ایرانی گروگان گرفته شده رو شنیدین . رهبر گروگانگیرها یه نفره به اسم (عبدالرحمان ریگی) جالبه بدونین این آقای ریگی برای ارائه ی درخواستهاش از بین این همه رادیو و تلویزیون مستقل توی دنیا ، رادیو فردا یعنی رادیوی سازمان CIA رو انتخاب کرده و رادیو فردا هر روز یه پیغام از ایشون که واسه ی این رادیو فرستاده شده میخونه . اگه شما علت این انتخاب رو فهمیدین به من هم بگین هر چند ، از روز روشنتره .
اگه به پیشگویی های آخرالزمانی علاقه دارین حتما روی لینک پایین کلیک کنین و این مطلب رو از دست ندین .

پیشگویی نوستراداموس : پرشیا جهان را میگیرد

فعلا بای

Posted by حسين فتوحي @ 8:35 |
هاليوود به تهران می آید
یکشنبه 2 بهمن1384
گفت: يكي از مدعيان اصلاحات گفته است، سياست ما در دوران اصلاحات مانع از تهديد آمريكا و اروپا عليه ايران بود.
گفتم: اگر در مقابل زورگويي هاي آمريكا و متحدانش موضع جدي گرفته نشود، آنها هم نيازي به تهديد نمي بينند.
گفت: اين اواخر، آقاي خاتمي و حتي وزارت خارجه دولت قبلي هم از دست برخي مدعيان اصلاحات كه براي آمريكايي ها فرش قرمز پهن مي كردند، دادشان بلند بود.
گفتم: تازه، آمريكا و متحدانش همواره از مقاومت مردم مسلمان و غيور ايران وحشت داشته اند وگرنه، از برخي مدعيان اصلاحات كه خوششان هم مي آمد.
گفت: يعني اين مسئله ساده را درك نمي كنند كه حالا مدعي هستند دوم خردادي ها مملكت را نگهداشته بودند!
گفتم: چه عرض كنم؟! شخصي سوار اتوبوس شده بود، به بغل دستي گفت؛ داداش! چند دقيقه اين ميله را نگهدار تا من بند كفش هايم را ببندم!

 روزنامه ی کیهان

سلام گرم منو توي اين روز سرد زمستوني پذيرا باشين(اوه اوه اوه مخم هنگ کرد)
اول) ژاک شيراک گفته : فرانسه به هر کشوري که حدس بزنه به تروريستها کمک ميکنه با بمب اتم حمله ميکنه . شبيه همين حرف رو چند وقت پيش جرج بوش کوچيک (دوم) هم گفت ، بعيد نيست چند روز ديگه فرانسه و آمريکا اعلام کنن به کشورهايي که حاضر نيستن مسيحي اونم از نوع پروتستان بشن حمله ي اتمي مي کنيم . آيا توي اين دنيا که شارلاتانيسم حرف اول رو ميزنه نبايد احساس خطر کرد و به قول و قرارها مشکوک بود ؟ آيا توي اين دنيا ميشه به کسي اعتماد مطلق کرد و با پشتوانه ي اين اعتماد دست از حقوق مسلم ملت کشيد ؟؟؟
دوم) مرسي از همه ي کسايي که افتخار دادن و کامنت گذاشتن چه مخالف و چه موافق .
امروز قرار بود راجع به فلسفه واستون بنويسم و يه مطلب هم راجع به انرژي هسته اي دارم که اونا رو به موقعش مي نويسم ، ولي به نظرم اين مطلب واسه امروز بهتر باشه . اگه اهل سينما و سينما رفتن هستين يا مثل من عشق فيلمين اين بخش رو حتما بخونين و راجع بهش نظر هم بدين . البته منظورم اين فيلمهاي آبکي سينماي خودمون (به جز فيلمهاي حاتمي کيا) نيست که توشون همه عاشق هديه تهراني ميشن و ايشون هم که چهار روز فرنگ بوده هيچ کي رو تحويل نمي گيره .
بلکه منظورم سينماي هاليووده که جدا از هدفهاي سياسي و فرهنگي که تقريبا پشت همه ي فيلمهاشون هست ، جدا و انصافا فيلمهاي ديدني ، جذاب و فوق العاده اي مي سازه و با هزينه هاي فراووني که ميکنه تقريبا هر چيزي رو به تصوير ميکشه .
همين اول کاري بگم اگه منتظرين از هاليوود انتقاد يا بد و بيراه بشنوين بيخودي وقتتون رو تلف نکنين چون نمي شنوين . من ميخوام توي اين پست فقط راجع به پيشرفتهاي هاليود البته از يه نگاه ديگه صحبت کنم . اگه شما هم مثل من فيلمهاي تاريخي يا آخرالزماني مثل ارباب حلقه ها ، ماتريکس ، جنگهاي ستاره اي ، پسر جهنمي و هزاران فيلم ديگه رو دوست داشته باشين حتما از ديدن صحنه هاي با شکوه که فقط توي قصه ها شنيدين سر جاتون ميخکوب ميشين ويا اگه تايتانيک رو ديده باشين (البته سانسور شدش رو) تعجب کردين که چطور ميشه يه فيلم با اين عظمت ساخت ، اما تعجبتون بيشتر ميشه اگه بگم تمام فيلمبرداري تايتانيک رو توي يه استوديو انجام دادن و قسمتهاي داخل آبش هم توي يه استخر معمولي فيلمبرداري شده و همه ي فيلمهاي تايتانيک يا پسر جهنمي يا ارباب حلقه ها و خيلي ديگه از فيلمهاي اين چنيني با کمک حقه ها و ظرافتهاي رايانه اي درست ميشن .
اين که يه سينما موفق ميشه به اين قدرت برسه که هر صحنه اي رو که اراده کرد به تصوير بکشه و اونو با استفاده از ابزارهاي رايانه اي طوري نشون بده که کسي درمورد واقعي بودن اون حتی شک هم نکنه نشون دهنده ي زحمتيه که پژوهشگراي اين سينما و به طور کلي پژوهشگراي غربي کشيدن و يه کسايي هم توي ايران چون حال پژوهش کردن ندارن ترجيح ميدن از پيشرفتاي هاليوود انتقاد کنن .
اما لازم نيست اين فن آوري فقط صرف ساختن فيلم واسه سينما بشه بلکه مي تونه با همکاري سفارت انگليس توي ايران بکار بره و تصاويري که ساخته ميشه حتما لازم نيست تصوير کشتي تايتانيک يا تمدنهاي از بين رفته باشه بلکه مي تونه تصوير آدما باشه مخصوصا که سفارت انگليس توي تهران هم ، از اين هنر با ارزش حمايت کنه .
چند سال پيش يه فيلم ديدم که زمان جنگ بوسني رو نشون مي داد متاسفانه اسمش يادم نيست ولي موضوع فيلم در مورد يه گروه فيلمسازي بود که توسط کاخ سفيد استخدام مي شن تا يه فيلم در مورد جنگ بسازن و توي اين فيلم قراره رييس جمهور آمريکا نمايش داده بشه که توي اوج شرايط جنگي به بوسني جنگ زده ميره و اونجا توي يه فرودگاه متروک يه دختر نوجوون رو که با سگش از دست دشمن فرار کرده پيدا مي کنه و اونو نجات میده و به آمريکا مياره ، ولي آقاي رييس جمهور حاضر نيست جونش رو به خطر بندازه و با گروه فيلمبرداري حتي براي چند دقيقه به بوسني بره و فيلم تبليغاتيش رو توي صحنه هاي حقيقي بازي کنه بنابراين گروه مجبور ميشه همه ي فيلم رو توي يه استوديو در واشينگتون و جلوي پرده هاي آبي فيلمبرداري کنه و چون هيچ دختر بوسنيايي توي واشينگتون گير نمياد يه دختر خانم آمريکايي نقش اونو بازي ميکنه و اين دختر اينقدر عالي گريم ميشه که واقعا تبديل به يه دختر بوسنيايي ميشه . به اين ترتيب همه ي فيلم در عرض چند روز و توي يه استوديو فيلمبرداري ميشه . اما جالبتر اينکه چون آقاي رييس جمهور سرگرم فعاليتهاشون هستن و دوست ندارن اين فعاليتها رو کنار بذارن گروه مجبور ميشه تصاوير ايشون رو از آرشيو کاخ سفيد بيرون بکشه و اونها رو مونتاژ کنه و روي فيلم بذاره . نکته ي جالب فيلم اونجاست که وقتي اين فيلم تبليغاتي پخش ميشه هيچ کس در مورد واقعي بودن اون حتي شک هم نمي کنه و به اين ترتيب آقاي پرزيدنت بدون اينکه از کاخ سفيد خارج بشه تبديل به يه قهرمان ميشه و اين يعني جادوي سينما . البته لازم نیست همه ی فیلمهای این چنینی برای قهرمان کردن کسی باشه بلکه می تونه واسه تخریب یه آدم بکار بره .
حالا اينکه اين مطلب چرا توي اين وبلاگ اومد و چه ارتباطي مي تونه با اتفاقهاي اخير کشور ما و حرفهايي که راجع به دکتر احمدي نژاد زده ميشه داشته باشه ، هرجور دوست داشتين تفسيرش کنين .

اگه دوست دارين از آخرين مباني حقوق بشر توي غرب با خبر بشين حتما به لينک زير سر بزنين .

روشهای ارائه ی حقوق بشر به اسرای فلسطینی

راستي حملات به استاد مصباح ادامه داره چون ايشون گفتن : << اگه مردم اراده کنن و همه راي بدن قتل گناه نباشه اين باعث نميشه قتل مشروع بشه و فقط بهش مقبوليت عمومي ميده >> اين نظريه ي ايشون باعث شده دلسوزان اسلام که هميشه از دين حمايت کردن و هيچوقت توي روزنامه هاشون به امام و اسلام توهين نکردن نتونن اين نظريه ي ضد ديني !!! رو تحمل کنن و فرياد بزنن : اسلام در خطر تحجره . داشت يادم ميرفت انتخابات خبرگان هم نزديکه .
ما بازهم رفتيم (جونم ، برم که ديگه بر نگردم ، خبر مرگم بياد؟ چيييي داداش)
به هر حال يا علي

Posted by حسين فتوحي @ 8:37 |