
متاسفانه به خاطر گرفتاریهای درسی این وبلاگ تا نوروز و شاید تا تابستون آپدیت نخواهد شد .
ضمن عذر خواهی براتون آرزوی بهترین روزها رو دارم و ملتمس دعای خیر شما هستم .
پس فعلا بای![]()
یا علی
سلام
فرا رسيدن ماه محرم رو به همتون تسليت ميگم .
امروز داشتم تصاوير روزهاي انقلاب رو مي ديدم مردمي که همه با هم شعار مي دادن و مشتها رو گره مي کردن . خيلي احساس غرور مي کردم و تاسف مي خوردم که چرا نتونستم اون روزها رو از نزديک ببينم . اما يه دفعه يه سوال اومد توي ذهنم " مردم چرا انقلاب کردن ؟ "
اين سوال رو قبلا هم شنيده بودم حالا يا واسه اينکه معلم انشاي دوران راهنمايي ازم خواسته بوده راجع بهش انشا بنويسم يا سر درس تاريخ دوران دبيرستان بهش برخورد کرده بودم و يا اينکه بعدها توي بحثهاي سياسي شنيده بودمش . اما هيچ وقت اينجوري بهش فکر نکرده بودم .
اون روزها مردم شعار ميدادن " ما عدل علي خواهيم " . مردم عدل علي مي خواستن چون از دست کاخ نشينها به ستوه اومده بودن و جونشون رو کف دست گرفته بودن تا به عدل علي برسن . همون موقع آمريکاييها ميخواست توي ايران اصلاحات بکنن اما مردم اين اصلاحات رو نمي خواستن چون از دست کاخ نشيني امپرياليسم آمريکا که کاخهاش رو با پول اونها و امثال اونها ساخته بود هم خسته شده بودن . گذشته از خواستهاي معنوي که مردم داشتن اونها توي زندگي مادي فقط عدل علي رو مي خواستن همين . اونها ميديدن رهبرشون مثل خودشون حرف مي زنه اونها مي ديدن سطح زندگي رهبرشون اگه پايين تر از خودشون نباشه مطمئنا بالاتر نيست واسه ي همين بود که همه ي با هم و با هر سليقه اي و از هر طبقه ي فرهنگي و اجتماعي فرياد مي زدند " ما عدل علي خواهيم " . اونها حکومت دست نشونده رو طاغوت مي دونستن و حاضر نبودن زير بارش برن .
انقلاب پيروز و جنگ آغاز شد . مردم عزيزانشون رو از دست مي دادن ولي خوشحال بودن چون در حد وسع خودشون به عدل علي رسيده بودن . جوونها دسته دسته ميرفتن واسه دفاع و بدنشون پاره پاره برمي گشت اما هيچکي غصه نمي خورد چون اونها واسه عدل علي داشتن جون مي دادن . همه عين هم بودن فرقي نمي کرد رهبر باشن رييس جمهور باشن استاندار باشن شهردار باشن يا آقا زاده همه عين هم بودن . تا اينکه مراد مردم جام زهر رو سر کشيد و کارها رو داد دست مردم .
يکي از مريدهاش که زير سايه ي پيشواش بزرگ شده بود پرچمدار عدالتخواهي شد . اما بعضيها عوض شده بودن و حرفهاي تازه ميزدن مي گفتن عدالت نمي خوان مي گفتن دوست دارن با بقيه فرق داشته باشن . کم کم سر و کله ي آقا زاده ها پيدا شد . کاخها بازسازي شدن و قانون قبل از انقلاب برگشت و پرچمدار عدالت تنها موند .
آقا زاده شونزده سال تموم خوردن و ريختن و پاشيدن وتهمت زدن . پرچمدار حاضر نبود براي رفتن بچه هاش به قم واسه تحصيل از پول مردم حتي سرويس بگيره اما بعضيها ماشينهاي زرهي چند صد ميليوني مي خريدن و به هم ديگه پژوهاي 605 شيش صد ميليوني کادو مي دادن . اونقدر خوردن تا يه عده از مردم صداشون در اومد . اما اين بعضيهاي قصه ي ما ديگه عادت کرده بودن و مي ترسيدن اگه ترک عادت کنن مريض بشن واسه همين باز هم تهمت هاي قديمي تکرار شد و مردمي که صداشون در اومده بود شدن خشونت طلب تا واسه هميشه خفه شن .
اما يه جاي کار ايراد داشت تازه گيها يه پسر آهنگري پيدا شده بود که از مريدهاي پرچمدار عدالت بود و مدام شعار مي داد " ما عدل علي خواهيم " . بعضي از مردم هم که هنوز زنده بودن کم کم داشتن باهاش همراه مي شدن . اين پسر آهنگر که مي خواست درفش کاوياني کاوه ي آهنگر رو زنده کنه خيلي آدم نا جوري بود چون اصلا حاضر نبود ماشين زرهي سوار بشه . از بيت المال هم حقوق نمي گرفت چون مي گفت حقوق دانشگاه واسم کافيه . به بچه هاش هم پست هاي مهم نمي داد . توي کاخ هم زندگي نمي کرد تازه از شهرام جزايري هم پول نمي گرفت و از همه بدتر اينکه ليست دارايي هاش رو به مردم ارائه مي داد . بنابراين آقا زاده هاي قصه ما با رفقاي اونور آبي شون تصميم گرفتن توي سيستان و بلوچستان ترتيبش رو بدن و اين لکه ي ننگ تاريخ مديريت رو واسه ي هميشه خفه کنن . اما متاسفانه دعاي خير مردم نفهم کار خودش رو کرد و اين موجود خبيث و بي تربيت که مي خواست مشت آقا زاده ها رو باز کنه شهيد نشد .
وقتي که اين نقشه ي شاهزاده ها به نتيجه نرسيد تصميم گرفتن هر طور شده اين اشغالگر رو که پست هاي اونها رو غصب کرده بود و داده بود به جوونهاي تحصيل کرده از ميدون به در کنن واسه ي همين پولهاشون رو از بانکهاي دبي آوردن بيرون و دادن به هنرمندهاي هاليوود تا واسشون فيلم خرافي از نوع هري پاتر بسازن و البته استراتژي قديمي يعني تهمت ing رو هم در سطح وسيع به کار گرفتن و به اين ترتيب پسرک آهنگر ما که تا ديروز هيچ سوء سابقه اي نداشت شد آدولف هيتلر جديد .
و اين ماجرا تا چهار سال بعد همچنان ادامه دارد ...
اما ... زود است که ابرهای مرگ بر شما سایه افکند . ( امیرالمومنین ) 
دکتر عزيز مي دونم اين مطلب رو هيچ وقت نمي خوني ولي خواهشا همينطور محکم بمون و کاري نکن که چند سال بعد از اينکه اينا رو نوشتم شرمنده بشم . آمين يا رب العالمين
تا بعد
رای مردم فلسطین به جنبش مقاوت حماس رو که رای به رد مذاکرات سازشکارونه بود به همه ی آزاده های دنیا تبریک میگم .![]()
راستی خاویر سولانا گفته رای مردم نمی تونه به تنهایی ملاک مشروعیت باشه !!!![]()
خدایا چه حرفهایی که آدم توی این دنیا نمی شنوه . اونم از زبون مدعیان دموکراسی![]()
مخالفای استاد مصباح کجان داد بزنن دنیا در خطر تحجره ؟
یا علی



تروریسم یعنی چی ؟ بمب گذاشتن توی پر رفت و آمدترین مکانهای دولتی مثل بانک و اونم توی شلوغ ترین ساعت روز چه معنی می تونه داشته باشه ؟ کشتن انسانهایی که معلوم نیست از نظر سیاسی موافق نظامن یا مخالف اون چه نوعی از مبارزه با نظام میتونه باشه ؟ به خاک خون کشیدن آدمهایی که معلوم نیست سرپرست چند نفرن چقدر پستی میخواد ؟ تیکه تیکه کردن آدمهایی که مشخص نیست آیا با نظام همکاری میکنن یا نه و اصلا آیا تا حالا پاشون به تهران رسیدن یا نه چه منطقی میتونه داشته باشه ؟
مردم ایران امروز از خودشون میپرسن چرا همه ی این اتفاقا بعد از اشغال عراق میفته ؟ مردم ایران از خودشون میپرسن چرا همه ی این اتفاقا از وقتی انگلیسیا اومدن توی بصره وجنوب عراق اتفاق میفته ؟ مردم ایران از خودشون میپرسن دو تا مامور اطلاعاتی انگلیس که توی بصره دستگیر شدن واسه چی اونجا بودن ؟ مردم ایران میپرسن چرا این دو تا مامور لباس عربی تنشون بوده ؟ مردم ایران میپرسن ابراز بمب گذاری چرا همراه اونا بوده ؟ مردم ایران میپرسن این بمبا قرار بوده کجا رو منفجر کنه ؟ مردم ایران میپرسن چرا ارتش انگلیس به اون سرعت اونا رو از بازداشتگاه فراری داد ؟ مردم ایران میپرسن چرا دولت انگلیس نمی خواست اون دو تا مامور بازجویی بشن ؟ مردم ایران میپرسن سربازای ارتش انگلیس توی اروندرود چیکار داشتن ؟ مردم ایران میپرسن حضور گشتی های انگلیس توی آبهای ایران واسه چی بوده ؟ مردم ایران میپرسن چرا رادیوهای بیگانه چند وقته مدام صحبت از قومیتها میکنن ؟ مردم ایران میپرسن این رادیوها با کدوم هدف قومیتها رو به مبارزه فرا میخونن ؟ مردم ایران میپرسن کی از حادثه ی 11 سپتامبر نفع برد ؟ مردم ایران میپرسن ... ؟؟؟
بازم میپرسم تروریسم یعنی چی ؟ حمایت از تروریسم یعنی چی ؟ مبارزه با تروریسم یعنی چی ؟
مطمئن باشید تا چند وقت دیگه مثل همیشه ایران به حمایت از تروریسم محکوم میشه و این تروریستها که ایران از اونا حمایت میکنه بچه های فلسطینین و نوع ترور که انجام میدن سنگ زدن به خودروهای زرهی اشغالگرای کشورشونه . کدوم چشم میخواد چنگالای خونی انگلیس رو ببینه ؟ آیا قرار هست انگلیس واسه یه بارم که شده به حمایت از تروریسم محکوم بشه ؟ کدوم گوش بالاخره میخواد فریاد عدالتخواهی ملتهای دنیا رو بشنوه ؟ راستی قانون جنگل یعنی چی ؟؟؟
امروز جنازه ی شیش تا ایرانی توی اهواز تشییع میشه . کی میدونه اونا چی کاره بودن ، شاید یکیشون کارگر بوده که رفته بوده واسه درمون کردن یه بخش از زخمهای زندگیش وام بگیره و البته حتما نمی تونسته وام چند میلیونی بگیره چون قسطاش رو نمی تونسته بده ، شایدم یکیشون کشاورز ، شاید یکی از اونا اومده بوده حقوق این برجش رو از کمیته ی امداد بگیره ، شاید یکی از اونا اصلا نمی دونسته سیاست چیه ، شاید یکی از اونا مخالف نظام بوده ، هیچ کدوم از اینا رو نمی دونم ولی میدونم تو خونه ی همشون یه عده چشم به راه برگشتنشون بودن و فکرش رو هم نمی کردن دیگه عزیزشون رو نمی بینن ...
به هر حال اونا رو امروز تشییع میکنن
و صدای پر مرغان اساطیر می آید در باد ...
نمی دونستم آیا درسته که این عکسها را منتشر کنم یا نه ... داستان از این قراره : از مجلس اومدم بیرون تا برم خبرگزاری، تو راه 'رییس جمهور من' زنگ زد و همینطور که مشغول صحبت با او بودم از کنار بساط پیرمردی که همیشه در گوشه ای از میدان بهارستان کتابهای دینی و ادعیه می فروخت رد شدم ولی اینبار قاب عکس بزرگی که در کنار اون کتابهای قطع کوچیک قرار داده بود ، توجهم را جلب کرد ... آره همین عکس از ریيس جمهور بود. عکسی که شاید اگر احمدی نژاد اجازه می داد در سر در اتاق تمام مدیران دولتی قرار داشت اما این بار این عکس در گوشه ای از میدان بهارستان روی زمین بود.
بعضی وقتها ما از کنار نکات ریز و در عین حال بزرگی که در زندگیمان وجود داره به سادگی تمام می گذریم. این بار هم اگر 'رییس جمهور من' اصرار نمی کرد که از این منظره عکس بگیرم، من هم به سادگی هر چه تمامتر از این مسئله می گذشتم و می گفتم این عکس یک درد دل کوچیک از طرف یه پیرمرد، یکی از همین مردمان هر روزه با رییس جمهورش هست ولی اگر بخواهی به تمام ابعاد این عکس نگاه کنی که زیرش نوشته شده : " جانم فدای آنکه دلش با زبان یکی است"... من نمی دونم تو چی می بینی ولی من بار سنگین مسئولیت مردی را می بینم که نگاه امیدوار مردمانی اینچنین تنها به او دوخته شده. به خاطر همین بود که شک داشتم آیا این عکس را منتشر کنم یا نه. چون دید من کاملا با کسانی که مشتاقانه منتظر انتشار این عکس هستند کاملا متفاوت است: از این عکس نباید برای مسخره کردن مردم بهره برد. این مسئله مهمی است که شاید اگر به دست برخی از خبرنگاران دیگه گرفته می شد بهش زیاد فکر نمی کردند.
در وزارت کشور هنوز نتایج قطعی دور دوم انتخابات اعلام نشده بود ( قبل از ساعت یک شب سوم تیر امسال ) اما اخبار غیر رسمی نشان از پیروزی حتمی احمدی نژاد در مقابل حریف قدری چون هاشمی داشت و بچه هایی که با چشمهای نگران به همدیگر نگاه می کردند هی از همدیگه می پرسیدند آخه چه کسانی به احمدی نژاد رای داده اند؟ .... با گذشت حدود 4 ماه و نیم از ریاست جمهوری احمدی نژاد حالا دیگه پاسخ دادن به این سوال کار آسانتری به نظر می آید ... بله ! همین آدمهای هر روزه ای که ممکن است در شهر از کنار بساطشان گذشته باشی، در کوچه های آرام، گریه هایشان را دیده باشی، یا در روستاها و دهاتهای تمام شهرهای این کشور از کنار سادگیشان با لبخندی رد شده باشی ...

هرچند هنوز بسیاری رای مردم را باور نکرده اند! اما دلم می خواست این عکس را به رییس جمهور نشان می دادم و می گفتم آقای رییس جمهور لطفا این عکس را قاب کنید و در اتاق کارتان بگذارید اصلا آن را در جیبتان بگذارید تا همیشه همراهتان باشد. شاید اینطوری هیچ وقت شعارهایتان را فراموش نکنید، همچنین چشمان امیدواری را که به راه شما دوخته شده است.
پیشگویی نوستراداموس : پرشیا جهان را میگیرد
فعلا بای
روزنامه ی کیهان
سلام گرم منو توي اين روز سرد زمستوني پذيرا باشين(اوه اوه اوه مخم هنگ کرد)
اول) ژاک شيراک گفته : فرانسه به هر کشوري که حدس بزنه به تروريستها کمک ميکنه با بمب اتم حمله ميکنه . شبيه همين حرف رو چند وقت پيش جرج بوش کوچيک (دوم) هم گفت ، بعيد نيست چند روز ديگه فرانسه و آمريکا اعلام کنن به کشورهايي که حاضر نيستن مسيحي اونم از نوع پروتستان بشن حمله ي اتمي مي کنيم . آيا توي اين دنيا که شارلاتانيسم حرف اول رو ميزنه نبايد احساس خطر کرد و به قول و قرارها مشکوک بود ؟ آيا توي اين دنيا ميشه به کسي اعتماد مطلق کرد و با پشتوانه ي اين اعتماد دست از حقوق مسلم ملت کشيد ؟؟؟
دوم) مرسي از همه ي کسايي که افتخار دادن و کامنت گذاشتن چه مخالف و چه موافق .
امروز قرار بود راجع به فلسفه واستون بنويسم و يه مطلب هم راجع به انرژي هسته اي دارم که اونا رو به موقعش مي نويسم ، ولي به نظرم اين مطلب واسه امروز بهتر باشه . اگه اهل سينما و سينما رفتن هستين يا مثل من عشق فيلمين اين بخش رو حتما بخونين و راجع بهش نظر هم بدين . البته منظورم اين فيلمهاي آبکي سينماي خودمون (به جز فيلمهاي حاتمي کيا) نيست که توشون همه عاشق هديه تهراني ميشن و ايشون هم که چهار روز فرنگ بوده هيچ کي رو تحويل نمي گيره .
بلکه منظورم سينماي هاليووده که جدا از هدفهاي سياسي و فرهنگي که تقريبا پشت همه ي فيلمهاشون هست ، جدا و انصافا فيلمهاي ديدني ، جذاب و فوق العاده اي مي سازه و با هزينه هاي فراووني که ميکنه تقريبا هر چيزي رو به تصوير ميکشه .
همين اول کاري بگم اگه منتظرين از هاليوود انتقاد يا بد و بيراه بشنوين بيخودي وقتتون رو تلف نکنين چون نمي شنوين . من ميخوام توي اين پست فقط راجع به پيشرفتهاي هاليود البته از يه نگاه ديگه صحبت کنم . اگه شما هم مثل من فيلمهاي تاريخي يا آخرالزماني مثل ارباب حلقه ها ، ماتريکس ، جنگهاي ستاره اي ، پسر جهنمي و هزاران فيلم ديگه رو دوست داشته باشين حتما از ديدن صحنه هاي با شکوه که فقط توي قصه ها شنيدين سر جاتون ميخکوب ميشين ويا اگه تايتانيک رو ديده باشين (البته سانسور شدش رو) تعجب کردين که چطور ميشه يه فيلم با اين عظمت ساخت ، اما تعجبتون بيشتر ميشه اگه بگم تمام فيلمبرداري تايتانيک رو توي يه استوديو انجام دادن و قسمتهاي داخل آبش هم توي يه استخر معمولي فيلمبرداري شده و همه ي فيلمهاي تايتانيک يا پسر جهنمي يا ارباب حلقه ها و خيلي ديگه از فيلمهاي اين چنيني با کمک حقه ها و ظرافتهاي رايانه اي درست ميشن .
اين که يه سينما موفق ميشه به اين قدرت برسه که هر صحنه اي رو که اراده کرد به تصوير بکشه و اونو با استفاده از ابزارهاي رايانه اي طوري نشون بده که کسي درمورد واقعي بودن اون حتی شک هم نکنه نشون دهنده ي زحمتيه که پژوهشگراي اين سينما و به طور کلي پژوهشگراي غربي کشيدن و يه کسايي هم توي ايران چون حال پژوهش کردن ندارن ترجيح ميدن از پيشرفتاي هاليوود انتقاد کنن .
اما لازم نيست اين فن آوري فقط صرف ساختن فيلم واسه سينما بشه بلکه مي تونه با همکاري سفارت انگليس توي ايران بکار بره و تصاويري که ساخته ميشه حتما لازم نيست تصوير کشتي تايتانيک يا تمدنهاي از بين رفته باشه بلکه مي تونه تصوير آدما باشه مخصوصا که سفارت انگليس توي تهران هم ، از اين هنر با ارزش حمايت کنه .
چند سال پيش يه فيلم ديدم که زمان جنگ بوسني رو نشون مي داد متاسفانه اسمش يادم نيست ولي موضوع فيلم در مورد يه گروه فيلمسازي بود که توسط کاخ سفيد استخدام مي شن تا يه فيلم در مورد جنگ بسازن و توي اين فيلم قراره رييس جمهور آمريکا نمايش داده بشه که توي اوج شرايط جنگي به بوسني جنگ زده ميره و اونجا توي يه فرودگاه متروک يه دختر نوجوون رو که با سگش از دست دشمن فرار کرده پيدا مي کنه و اونو نجات میده و به آمريکا مياره ، ولي آقاي رييس جمهور حاضر نيست جونش رو به خطر بندازه و با گروه فيلمبرداري حتي براي چند دقيقه به بوسني بره و فيلم تبليغاتيش رو توي صحنه هاي حقيقي بازي کنه بنابراين گروه مجبور ميشه همه ي فيلم رو توي يه استوديو در واشينگتون و جلوي پرده هاي آبي فيلمبرداري کنه و چون هيچ دختر بوسنيايي توي واشينگتون گير نمياد يه دختر خانم آمريکايي نقش اونو بازي ميکنه و اين دختر اينقدر عالي گريم ميشه که واقعا تبديل به يه دختر بوسنيايي ميشه . به اين ترتيب همه ي فيلم در عرض چند روز و توي يه استوديو فيلمبرداري ميشه . اما جالبتر اينکه چون آقاي رييس جمهور سرگرم فعاليتهاشون هستن و دوست ندارن اين فعاليتها رو کنار بذارن گروه مجبور ميشه تصاوير ايشون رو از آرشيو کاخ سفيد بيرون بکشه و اونها رو مونتاژ کنه و روي فيلم بذاره . نکته ي جالب فيلم اونجاست که وقتي اين فيلم تبليغاتي پخش ميشه هيچ کس در مورد واقعي بودن اون حتي شک هم نمي کنه و به اين ترتيب آقاي پرزيدنت بدون اينکه از کاخ سفيد خارج بشه تبديل به يه قهرمان ميشه و اين يعني جادوي سينما . البته لازم نیست همه ی فیلمهای این چنینی برای قهرمان کردن کسی باشه بلکه می تونه واسه تخریب یه آدم بکار بره .
حالا اينکه اين مطلب چرا توي اين وبلاگ اومد و چه ارتباطي مي تونه با اتفاقهاي اخير کشور ما و حرفهايي که راجع به دکتر احمدي نژاد زده ميشه داشته باشه ، هرجور دوست داشتين تفسيرش کنين .
اگه دوست دارين از آخرين مباني حقوق بشر توي غرب با خبر بشين حتما به لينک زير سر بزنين .
روشهای ارائه ی حقوق بشر به اسرای فلسطینی
راستي حملات به استاد مصباح ادامه داره چون ايشون گفتن : << اگه مردم اراده کنن و همه راي بدن قتل گناه نباشه اين باعث نميشه قتل مشروع بشه و فقط بهش مقبوليت عمومي ميده >> اين نظريه ي ايشون باعث شده دلسوزان اسلام که هميشه از دين حمايت کردن و هيچوقت توي روزنامه هاشون به امام و اسلام توهين نکردن نتونن اين نظريه ي ضد ديني !!! رو تحمل کنن و فرياد بزنن : اسلام در خطر تحجره . داشت يادم ميرفت انتخابات خبرگان هم نزديکه .
ما بازهم رفتيم (جونم ، برم که ديگه بر نگردم ، خبر مرگم بياد؟ چيييي داداش)
به هر حال يا علي