
سخنان منطقي و شجاعانه ي دكتر در دانشگاه كلمبيا و مجمع عمومي سازمان ملل طي روزهاي گذشته تبديل به بمبي خبري شده تا توجه تمامي رسانه ها را معطوف خود كند. سخناني كه سبب شد تا نماينده ي جنگ طلب پيشين بوش در سازمان ملل روزهاي حضور دكتر در نيويورك را روزهاي حزن و غم بنامد.
مسئله وقتي جذابتر مي شود كه موضع گيري صريح و شفاف رياست جمهوري در مورد رويدادهاي جهان سبب اتحادي بي سابقه در بين احزاب و شخصيتهاي سياسي كشور مي شود و حتي كار به جايي مي رسد كه مطبوعات مغرض كه وظيفه اي جز سياه نمايي ندارد نيز در خود توان ايستادگي در برابر موج محبوبيت ايشان را نمي بينند و ترجيح مي دهند سكوت كرده يا به مسايل حاشيه اي بپردازند.
هر چند برخي از چهره هاي سياسي داخلي صرفا به محكوم كردن سخنان رييس دانشگاه كلمبيا بسنده كرده و در مقابل خواست وجدانشان براي اعتراف به موثر بودن سياست فعال خارجي دكتر احمدي نژاد ايستادند اما در اين ميان موضع گيري محمد خاتمي (رييس جمهوري اسبق ايران) كه در طول 8 سال رياست جمهوري اش رهبري جريان معتقد به سازشكاري را بر عهده داشت، بسيارجالب توجه است.
خاتمي پس از آنكه سخنان رييس دانشگاه كلمبيا را توهين به ملت آمريكا - و نه ايران - مي نامد توصيه مي كند كه بايد رفتارهايي را برگزيد كه ديگر چنين توهينهايي نشود. شايد بتوان به خاتمي حق داد كه در برابر موفقيتهاي مداوم و گسترده ي دولت نهم در رويكرد فعال در سياست خارجي؛ خود را مورد بازخواست افكار عمومي در مورد هشت سال به هدر رفته از وقت و انرژي ملت ايران ببيند و بنابراين راه خلاص شدن را در فرافكني بيابد.
اما اين سوال مطرح است كه نسبت رفتارهاي مورد نظر آقاي خاتمي با عملكرد 8 ساله شان چيست و اگر اين عملكرد راهگشا بوده پس چرا هيچ نتيجه اي جز تحقير ملت ايران در بر نداشت؟ ايشان بايد پاسخگو باشند كه طرح پيشنهاد گفتگوي تمدنها و صرف هزينه براي اين پروژه ي شكست خورده از جيب ملت ايران، كدام مشكل اين ملت را پاسخ گفت؟ اين پيشنهاد تا چه حد منطبق بر واقعيات جهان بود؟ آيا پس از گذشت چندين سال از طرح اين شعار فكر نمي كنند كه آن بيشتر يك سخن رمانتيك و براساس واقعيات عالم هپروت بوده است؟ آيا تنها دستاورد گرايش دولت ايشان به «سياست خارجي دنياي خيالي» باز شدن دست زورگويان براي چپاول ملتهاي مظلوم در افغانستان، عراق، فلسطين و ... و تهديد و تحديد بيش از پيش ملت ايران نبوده است؟ شايد اگر خاتمي قدري با هوش تر مي بود تصميم مي گرفت تا با سكوت و عدم جلب توجه اين روزهاي نه چندان دلچسب را بگذراند تا شايد در آن صورت خاطرات 8 سال تحقير و تمسخر در ذهن ملت ايران يادآوري نمي شد. همين
