تبليغاتX
.: بچه های سوم تیر :.
آیا خونتان ته کشیده؟!
سه شنبه 24 دی1387

به نام خدا

" تا خون در رگ دارم از دموکراسی، آزادی، حق و حرمت مردم دفاع می‌کنم " فکر می کنید این عبارت از کیست؟ اسماعیل هنیه؟ سید حسن نصرالله؟ دکتر احمدی نژاد؟

نه خیر کاملا اشتباه می کنید. عبارت بالا بخشی از سخنان محمد خاتمی در « سفر استانی » اخیر خود به ایلام است. اما خاتمی کیست؟ خاتمی همان کسی است که در جریان حملات مشکوک و سرشار از ابهام 11 سپتامبر 2001 به برجهای دوقلوی نیویورک؛ برای سران جنایتکار کاخ سفید پیام تسلیت ارسال کرد. خاتمی همان کسی است که چه در دوران ریاستش بر کشور و چه پس از آن به هر بهانه ای خود را وکیل مدافع حقوق بشر معرفی می کرده است.

خاتمی طراح بازی گفتگوی تمدنهاست. تاریخ از یاد نخواهد برد اعلام آمادگی دولت محمد خاتمی برای بازسازی « بت بودا » در افغانستان را. آری خاتمی خود را مدافع حقوق انسانها می داند. اما ...

سه هفته از آغاز نسل کشی در غزه می گذرد. هر روزه دهها انسان بی گناه، زنان و کودکان زیر بمبها و سلاحهای غیر متعارف صهیونیستها – از بمبهای فسفری ساخت آمریکا گرفته تا بمبهای حاوی اورانیوم ضعیف شده و بمبهای خوشه ای – حق حیات خود را از دست می دهند و افکار عمومی ایران همچنان منتظر واکنشی از سوی وکیل مدافعان وطنی حقوق بشر است. اما دریغ از یک ابراز تاسف صرف ...

بی جا نیست اگر سوال کنیم « جناب خاتمی آیا خونتان در رگهایتان ته کشیده که از دموکراسی، آزادی، حق و حرمت مردم غزه دفاع نمی کنید؟ »

در پستهای بعد به علل عدم توجه مدعیان اصلاح طلبی نسبت به نسل کشی در غزه خواهم پرداخت.

Posted by حسين فتوحي @ 9:5 |

به نام خدا

نمی دانم چطور می شود که ما نام مرد را یدک می کشیم و مجبوریم همانند ترسوها در خانه هایمان مخفی شویم و گوشهایمان را بگیریم تا مبادا صدای ناله ی مظلومانه ی کودک معصوم فلسطینی حساب و کتابهایمان را به هم بریزد. اصولا ما انسانهای دقیقی هستیم و براساس نظم و برنامه ریزی عمل می کنیم. اصلا مگرنه اینکه « چراغی که به خانه رواست، به مسجد حرام است؟ » به ما چه ربطی دارد که بیش از 180 انسان بی گناه در عرض دو سه ساعت حق حیات خود را از دست می دهند و بدون اینکه تفهیم اتهامی صورت بگیرد حکم اعدام آنها صادر می شود و چقدر تلخ است تکرار آن حدیث تکراری: « اگر مسلمانی بشنود فریادی را که: ای مسلمانان به فریادم برسید و به کمک او نشتابد؛ دیگر مسلمان نیست »

اما سه نکته:

1- بسیاری از ما تاکنون از خود نپرسیده ایم که مردم غزه به چه دلیل مجازات می شوند. شاید به این خاطر که در طی سالها به شنیدن خبر قتل عام فلسطینیان از سوی دژخیمان صهیونیست عادت کرده ایم. اما مورد اخیر از جهات بسیاری با دفعات پیشین متفاوت است.

نزدیک به دو سال پیش انتخابات پارلمانی در مناطق تحت تسلط تشکیلات خودگردان انجام شد. یک امر سبب اهمیت فوق العاده ی این انتخابات می شد؛ آن اینکه جنبش مقاومت اسلامی فلسطین « حماس » برای نخستین بار تصمیم به شرکت در این انتخابات گرفته بود. همین عامل به تنهایی کافی بود تا توجه همگان به سوی فلسطین جلب شود زیرا حماس تا آن روز تنها به انجام عملیات و مقاومت مسلحانه در برابر اشغالگران صهیونیست اقدام کرده بود و این نخستین بار بود که برای مشارکت در روند سیاسی تشکیلات خودگردان آماده می شد.

صهیونیستها و حامیان غربی آنها از سویی و جنبش خائن فتح و کشورهای خائن و مرتجع عرب از دیگر سو از این اقدام حماس به شدت گیج و سردرگم شده بودند و این موضوع به خوبی از تحلیلهای ارائه شده از سوی آنان در آن روزها قابل فهم است. اما از طرفی آنان به تصور اینکه حماس دارای پایگاه مردمی ضعیفی است و امکان پیروزی در انتخابات را ندارد نه تنها از این موضوع نگران نبودند بلکه راه را برای حضور حماس در این انتخابات باز کردند تا به تصور خود؛ حماس با شکست در این وزن کشی سیاسی دچار سرخوردگی و انفعال شده و قافیه را ببازد.

اما بازی به هیچ وجه آنطور که طراحی شده بود پیش نرفت و حماس در این وزن کشی آشکار که در حضور صدها ناظر غربی برگزار شده بود به نسبت 70 به 30 فتح را شکست داد تا یکی از سران رژیم صهیونیستی اعتراف کند: " آنقدر سستی کردیم تا یک حکومت ایرانی در فلسطین به قدرت رسید ". « آنان مکر و نیرنگ کردند و خداوند مکر و نیرنگ کرد، پس همانا خداوند برترین نیرنگ کنندگان است » ( قرآن کریم )

آری همه ی گناه فلسطینیان که اینگونه وحشیانه قصابی می شوند شرکت در یک انتخابات دموکراتیک و انتخاب نمایندگان واقعی اشان است همان چیزی که امروزه از آن به نام « دموکراسی » یاد می شود! واضحتر بگویم جرم فلسطینیان پایبندی به دموکراسی است!!! اکنون بدانید معنی شعار حاکمان بی فرهنگ غرب را در « دفاع از دموکراسی ».

2- شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد چندی پیش از نقض حقوق بشر در ایران انتقاد کرد عده ای از مدافعان حقوق بشر! در داخل کشور و روزنامه های زنجیره ای نیز این خبر را با آب و تاب فراوان منعکس کردند اما؛ سوال اینجاست که چرا شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد در برابر جنایتهای ددمنشانه ی صهیونیستها و این سطح باور نکردنی از نقض حقوق بشر در غزه سکوت کرده است؟ مگرنه اینکه حق ادامه ی حیات نخستین حق یک انسان است؟ پس چگونه است که این حق اولیه و پایه ای از بیش از 180 انسان بی گناه گرفته می شود و شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد همچنان در سکوت مرگبار خود فرو رفته است؟

چگونه است که به خاطر بازجویی از یک فرد مشکوک و یا پلمپ دفتر یک کانون غیر قانونی در ایران همه ی بوقها به صدا می آیند و همه ی حنجره ها پاره می شوند اما اقدامی در جهت توقف فاجعه ی غزه صورت نمی گیرد؟ پاسخ روشن است منطق سازمانهای فوق این است: " نقض حقوق بشر تنها در ایران، چین، ونزوئلا، لیبی، کره ی شمالی، روسیه، زیمباوه، سوریه و به طور کلی در کشورهای مخالف لیبرال دموکراسی غرب اتفاق می افتد و لاغیر ". لازم به یادآوری است که « دفاع از حقوق بشر » نیز یکی از شعارهای همیشگی حاکمان بی فرهنگ مغرب زمین است.

3- و اما در نهایت باید گفت که گفتمان مقاومت به گفتمانی همه گیر در فلسطین و تمام جهان اسلام بدل شده است. باید این نکته را مورد تاکید قرار دهیم که امکان نابودی یک گفتمان از طریق بمباران و موشکباران وجود ندارد بلکه این اندیشه در ذهنها و قلبهای فلسطینیان ریشه دوانده و حتی « هلوکاستی » با این ابعاد نیز توان از بین بردن آن را نخواهد داشت. بد نیست بدانیم که « آزادی اندیشه » نیز یکی از شعارهای همیشگی حاکمان بی فرهنگ و غیر متمدن غرب است.

Posted by حسين فتوحي @ 0:11 |