تبليغاتX
.: بچه های سوم تیر :.
حالت درماندگی
دوشنبه 27 مهر1388

به نام خدا

 1 - شکل گرفتن یک گروه، حزب، جریان سیاسی و اصولا هر نوع محفلی که براساس یک فکر سیاسی و ایدئولوژی واحد ایجاد شده باشد؛ تا حدود زیادی وحدت در عملکرد و رفتار اعضا را نیز به دنبال می آورد. به همین نسبت می توان از شعارها و عملکردها به افکار و استراتژی جریانات برای شرکت در بازی سیاسی پی برد.

از طرفی همین شعارها و رفتارها بهترین معیار برای سنجش میزان قدرت و محدوده ی مانور یک تشکل سیاسی است. به دیگر سخن تفاوت یک جریان دارای نفوذ و با قدرت تاثیرگذاری بالا با یک جریان ضعیف و منفعل را می توان از روی شعارهای مطرح شده از سوی آن و رفتارهای سیاسی اش شناخت.

2- حالت درماندگی چیست؟ حالت درماندگی یک حالت روانی است که در آن فردی که احساس می کند قادر به تاثیرگذاری بر اطرافیان نیست و یا مانعی بر سر راه رسیدن به هدفش وجود دارد که از طرق منطقی قادر به رفع آن نیست؛ دچار انفعال شده، تمامی درها را به روی خود بسته می بیند و اصطلاحا دچار درماندگی می شود. در این مرحله فرد درمانده شروع به فحاشی، پرخاشگری و اعمال خشونت آمیز می کند.

زمانی که حالت درماندگی به جریانات و تشکلهای سیاسی تسری یابد این چنین تعریف می شود: "حالتی که در آن یک تشکل سیاسی قادر به تاثیرگذاری بر افکار عمومی نباشد و منطق لازم را برای رسیدن به اهدافش نداشته باشد."

به حالت درماندگی گروههای سیاسی نیز می توان از طریق بررسی شعارها و عملکرد خشونت بارشان پی برد. به عنوان نمونه می توان به رفتار خشونت آمیز اقلیت شکست خورده در انتخابات اخیر اشاره کرد.

3- شکی نیست که محافل و تشکلهای دانشجویی نیز از این قاعده ی کلی مستثناء نیستند و زمانی که دچار حالت درماندگی شوند همان حالات روانی را از خود بروز می دهند. مصداق بارز این مدعا را می توان در دفتر منحله ی تحکیم (طیف علامه) یافت.

دانشجویانی که در سالهای گذشته با تحرکات این دفتر منحله و غیر قانونی در دانشگاه بوعلی آشنا بوده اند به خوبی صحت نوشتار حاضر را تایید می کنند. برای نمونه و صرفا به عنوان مشتی نمونه ی خروار به گوشه ای از خشونت ها و رفتارهای هیستریک اعضای این طیف اشاره می شود:

الف) همانگونه که پیشتر اشاره شد پرخاشگری و ترویج خشونت یکی از نشانه های حالت درماندگی است. این درحالی است که شعارهای اینچنینی جزو پرخاشگری های همیشگی دفتر منحله ی تحکیم بوده است. حاضران در برنامه ی منطقه ی آزاد شبکه ی سه که ترم گذشته در دانشگاه برگزار شد؛ پرخاشهای این طیف را با ترجیع بند «می کشم، می کشم ...» به خوبی به یاد دارند.

ب) ضرب و شتم مخالفان از دیگر سوابق اعضای دفتر تحکیم است. ضرب و شتم یک عضو تشکل انجمن اسلامی دانشجویان مستقل در سال گذشته صرفا به جرم ابراز عقیده؛ موردی است که در پرونده ی این طیف ثبت شده است.

ج) رفتارهای عصبی و خشونت آمیز اعضای این دفتر منحله – که از نشانه های حالت درماندگی است – تنها به مخالفان محدود نشده و گاها همفکران و همراهان و اصطلاحا خودی ها را نیز در بر می گیرد.

بهار گذشته و در خلال جلسه ی پرسش و پاسخ با حضور ریاست و معاونان دانشگاه بود که اعضای افراطی این جریان غیر قانونی بر سر تصاحب تریبون به جان هم افتادند و در مقابل دیدگان بهت زده ی دانشجویان حسابی از خجالت هم درآمدند!!!

د) نداشتن منطق از دیگر نشانه های حالت درماندگی است. امتحانات پایان ترم گذشته و پس از برگزاری پرشکوه انتخابات دهم ریاست جمهوری؛ لیدرهای جریان مذکور که تا روزهای قبل در ستادهای دو کاندیدای شکست خورده ی انتخابات فعالیت می کردند و با این امید واهی که با پیروزی کاندیدای مطلوبشان؛ همچون اسلاف خود – علی افشاری، اکبر عطری و ... – با استفاده از رانت دولت قانونمدار سبز!!! خواهند توانست مدرک بی دردسر بگیرند و پستهای آنچنانی را اشغال کنند؛ درسها را مطالعه نکرده و خود را آماده ی امتحان نکرده بودند؛ به یکباره همه ی رویاها را بر باد رفته می دیدند؛ دست بکار برهم زدن نظم امتحانات شدند.

اینگونه بود که میلیشیای – چماقداران حزبی – 50 نفری دفتر منحله ی تحکیم گردهم آمدند تا از ثبت نمره های کذایی در کارنامه شان جلوگیری کنند. چماق به دستان دفتر تحکیم پس از هجوم به دانشکده های دانشگاه و شکستن شیشه های زبان بسته در حالی که مسلح به «چماق و میله گرد» بودند ساختمان مرکزی دانشگاه را محاصره کردند تا به سبک «لمپن ها و شعبان بی مخ ها» به زور چماق، مسئولین دانشگاه را مجبور به لغو امتحانات کنند.

هرچند این تحرکات خشن با بی تفاوتی و عدم همراهی دانشجویان و مقاومت ستودنی مسئولین دانشگاه تنها دو روز پس از آغاز، در نطفه خفه شد اما متاسفنه تصویر بسیار زشتی از « لمپنیسم » و عربده کشی در تاریخ دانشگاه بوعلی به یادگار گذاشت.

4- همانگونه که پیشتر اشاره شد موارد فوق تنها مشتی بود نمونه ی خروار از خشونتها و رفتارهای هیستریک جمعی که به «حالت درماندگی» دچارند. به امید روزی که «فرهنگ عربده کشی و چماق به دستی» جای خود را به فرهنگ «گفتگو و مباحثه ی منطقی» بدهد.

Posted by حسين فتوحي @ 16:1 |