
دوران فتنه ی مشروطه بود و فضای مه آلود و شبهه ناک بهترین شرایط را برای ترکتازی فرصت طلبان و دین ستیزان فراهم کرده بود.
«دامنه ی تبلیغات مشروطه خواهان برای وصول به هدف و استقرار مشروطیت (غیرمشروعه)، چنان توسعه ای داشت که سبب حیرت و شگفتی محققین در تاریخ این زمان میشود. اوراق تبلیغاتی بی شمار اعم از روزنامه، شبنامه، بیدارنامه، غیرت نامه، عبرت نامه، از در و دیوار فرو می ریخت.این تبلیغات به قدری پر دامنه و به حدی وسیع بود که به مخالف، جرات عرض اندام و میدان فعالیت نمی داد» (دکتر رضوانی، محقق مشروطه) در این شرایط حساس و هولناک به گفته ی وی: "تنها مخالف مبارز و شجاع، (شهید) شیخ فضل الله نوری بود"

اما دامنه ی فعالیت مشروطه چیان تنها محدود به پخش سیاه نامه ها نمی شد؛ بلکه ارعاب، ترور و اغتشاش از دیگر ابزارهای آنان بود. گروههای 2 تا 3 هزارنفری به تحریک سران فتنه و سفارتخانه های خارجی هر روز در شهر راه می افتادند و در حمایت از مشروطه و فحاشی به مخالفان آن فریاد می کشیدند.
در این میان شیخ شهید و یاران همراه او هدف بیشترین توهین ها بودند. اما کار به اینجا نیز ختم نمی شد و سران اغتشاشگران و مشروطه خواهان، تجمع کنندگان را به حمله به مخالفان مشروطه و ترور آنها تشویق می کردند تا جایی که « آقا میرزا ابوطالب تهرانی از یاران شیخ شهید در حرم حضرت عبدالعظیم در شهر ری ترور شده و به شهادت رسیدند. همزمان با او مرحوم اعتمادالواعظین نیز آماج گلوله قرار گرفت ولی تیر به پایش اصابت کرده و توانست از معرکه بگریزد » (کتاب آخرین آواز قو؛ نوشته ی علی ابوالحسنی)

ترور و کشتار تا جایی ادامه یافت که شیخ شهید تصمیم گرفتند به نشانه ی اعتراض و به همرراه تعداد کثیری از مردم تهران در حرم حضرت عبدالعظیم تحصن کنند. شیخ در طول تحصن لوایحی را خطاب به مردم و به منظور بیان علت مبارزه ی خود و شناساندن آشوبگران و تروریستها منتشر می کردند. در یکی از این لوایح چنین می خوانیم: " روزی نیست که گربه نرقصانند و معرکه ی مارگیری نگیرند و بساط حقه بازی نچینند ... و هر کس منکر و مزاحم (آنان) شود و به جلوگیری، قیام و اهتمام بکند، او را به مغلطه ی حبّ استبداد و تهمت تخریب مجلس ... و امثال ذلک استخفاف بدهند و روزنامه چیهای وقیح الوجه و بذی اللسان خود را در برابر او تهریش بکنند و «یک مشت خس و خاشاک و معدودی بی پدرهای ناپاک» را ملت غیور نامیده، او را (مخالف را) به هجوم آنها تهدید بنمایند و اگر کسی بخواهد مسلمانها را بیدار کرده، دزدهای دین و دغلهای دنیا را به ایشان نشان بدهد، از خوف چادر بخوابانند و منبر بسوزانند و هلهله بکشند و مغلطه بیندازند " (لوایح آقا شیخ فضل الله، به کوشش هما رضوانی)
آری آن روز کسانی بودند که گروهی 2 تا 3 هزار نفره از خس و خاشاک، تروریستها و آشوب طلبان را که با هدایت مستقیم سفارت انگلیس آشوب و ترور می کردند «ملت غیور ایران» نام می دادند. اما آیا هنوز هم چنین کسانی وجود دارند؟؟؟