تبليغاتX
.: بچه های سوم تیر :.
برگی از دفتر تاریخ 5
چهارشنبه 10 اسفند1384
ادامه ی مطلب ...

در اینجا ضروری می دانم جهت اطلاع خوانندگان و قضاوت بهتر آنان ، متن نامه ی منتشر نشده ی حضرت امام (ره) را همراه پاسخ آقای منتظری به این نامه ی منتشر نشده و نیز پاسخی که حضرت امام به جواب او دادند ارائه نمایم .

متن نامه ی ۶ فروردین ۶۸ حضرت امام خمینی چنین است :

                                            بسم الله الرحمن الرحیم

جناب آقای منتظری

با دلی پر خون و قلبیشکسته چند کلمه ای برایتان می نویسم تا مردم روزی در جزیان امر قرار گیرند .

شما در نامه ی اخیرتان نوشته اید که نظر تو را شرعا بر نظر خود مقدم می دانم ، خدا را در نظر می گیرم و مسایلی را گوشزد می کنم . از آنجا که روشن شده است که شما این کشور و انقلاب اسلامی عزیز مردم مسلمان ایران را پس از من بدست لیبرالها و از کانال آنها به منافقین می سپارید ، صلاحیت و مشروعیت رهبری آینده ی نظام را از دست داده اید .

شما در اکثر نامه ها و صحبتها و موضعگیریهایتان نشان داده اید که معتقدید لیبرالها و منافقین باید بر کشور حکومت کنند بقدری مطالبی که می گفتید دیکته شده ی منافقین بود که من فایده ای برای جواب به آنها نمی دیدم ، مثلا در همین دفاعیه ی شما از منافقین تعداد بسیار معدودی که در جنگ مسلحانه علیه اسلام و انقلاب ، محکوم به اعدام شده بودند را منافقین از دهان و قلم شما به آلاف و الوف رساندند و می بینید که چه خدمت ارزنده ای به استکبار کرده اید .

در قضیه ی مهدی هاشمی قاتل ، شما او را از همه ی متدینین ، متدین تر می دانستید و با اینکه برایتان ثابت شده بود که او قاتل است مرتب پیغام می دادید که او را نکشید . از قضایایی مثل قضیه ی مهدی هاشمی که بسیار است و من حال بازگو کردن تمامی آنها را ندارم . شما از این پس وکیل من نمی باشید و به طلابی که پول برای شما می آورند بگویید به قم منزل آقای پسندیده و یا در تهران به جماران مراجعه کنند بحمدالله از این پس شما مسئله ی مالی هم ندارید .

اگر شما نظر من را شرعا مقدم بر نظر خود می دانید ( که مسلما منافقین صلاح نمی دانند و شما مشغول به نوشتن چیزهایی می شوید که آخرتتان را خراب می کند ) با دلی شکسته و سینه ای گداخته از آتش بی مهری ها با اتکاء بخداوند متعال به شما که حاصل عمر من بودید چند نصیحت می کنم دیگر خود بدانید .

۱- سعی کنید افراد بیت خود را عوض کنید تا سهم مبارک امام بر حلقوم منافقین و گروه مهدی هاشمی و لیبرالها نریزد .

۲- از آنجا که ساده لوح هستید و سریعا تحریک می شوید در هیچ کار سیاسی دخالت نکنید شاید خدا از سر تقصیرات شما بگذرد .

۳- دیگر نه برای من نامه بنویسید و نه اجازه دهید منافقین هر چه اسرار مملکت است را به رادیوهای بیگانه دهند .

۴- نامه ها و سخنرانی های منافقین که بوسیله ی شما از رسانه های گروهی به مردم می رسید ضربات سنگینی بر اسلام و انقلاب زد و موجب خیانتی بزرگ به سربازان گمنام امام زمان روحی له الفداه و خونهای پاک شهدای اسلام و انقلاب گردید برای اینکه در قعر جهنم نسوزید خود اعتراف به اشتباه و گناه کنید شاید خدا کمکتان کند .

والله قسم من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودم ولی در آن وقت شما را ساده لوح می دانستم که مدیر و مدبر نبودید ولی شخصی بودید تحصیل کرده که مفید برای حوزه های علمیه بودید و اگر اینگونه کارهایتان را ادامه دهید مسلما تکلیف دیگری دارم و می دانید که از تکلیف خود سر پیچی نمی کنم . والله قسم من با نخست وزیری بازرگان مخالف بودم ولی او را هم آدم خوبی می دانستم والله قسم من رای به ریاست جمهوری بنی صدر ندادم و در تمام موارد نظر دوستان را پذیرفتم .

سخنی از سر درد و رنج و با دلی شکسته و پر از غم و اندوه با مردم عزیزمان دارم من با خدای خود عهد کرده ام که از بدی افرادی که مکلف به اقماض آن نیستم هرگز چشم پوشی نکنم من با خدای خود پیمان بسته ام که رضای او را بر رضای مردم و دوستان مقدم دارم اگر تمام جهان علیه من قیام کنند دست از حق و حقیقت بر نمی دارم . من کار به تاریخ و آنچه اتفاق می افتد ندارم من تنها باید به وظیفه ی شرعی خود عمل کنم . من بعد از خدا با مردم خوب و شریف و نجیب پیمان بسته ام که واقعیات را در موقع مناسبش با آنها در میان گذارم .

تاریخ اسلام پر است از خیانتهای بزرگانش به اسلام ، سعی کنند تحت تاثیر دروغ های دیکته شده که این روزها رادیوهای بیگانه آنرا با شوق و شور و شعف پخش می کنند نگردند . از خدا می خواهم که به پدر پیر مردم عزیز ایران صبر و تحمل عطا فرماید و او را بخشیده و از این دنیا ببرد تا طعم تلخ خیانت دوستان را بیش از این نچشد ما همه راضی هستیم به رضایت او از خود چیزی نداریم هر چه هست اوست .

                                                                    روح الله الموسوی الخمینی یکشنبه ۶ فروردین ۶۸

آقای منتظری در پاسخ به نامه ی حضرت امام ، به این نامه اشاره نموده و استعفا می کند :

                                              بسم الله الرحمن الرحیم

محضر مبارک آیت الله العضمی امام خمینی مدظله العالی

پس از سلام و تحیت ، مرقومه ی شریفه ۶/۱/۶۸ واصل شد . ضمن تشکر از ارشادات و راهنمایی های حضرتعالی بعرض می رساند : مطمئن باشیدهمانطور که از آغاز مبارزه تا کنون در همه ی مراحل همچون سربازی فداکار و از خود گذشته و مطیع در کنار حضرتعالی و در مسیر اسلام و انقلاب بوده ام ، اینک نیز خود را ملزم به اطاعت و اجرای دستورات حضرتعالی می دانم ، زیرا بقاء و ثبات نظام اسلامی مرهون اطاعت از مقام معظم رهبری ( حضرت امام ) است .

برای هیچکس قابل شک نیست که این انقلاب عظیم تا کنون در سایه ی رهبری و ارشادات حضرتعالی از خطرات مهمی گذشته و دشمنان زیادی همچون منافقین کوردل که دستشان به خون هزاران نفر از مردم و شخصیتهای عزیز ما و از جمله فرزند عزیز خود من آغشته است و سایر جناحهای مخالف و ضد انقلاب و سازشکار و لیبرال مآبهای کج فکر را رسوا و از صحنه خارج نموده است .

آیا جنایات هولناک و ضربات ناجوانمردانه این رو سیاهان کوردل به انقلاب و کشور و ملت عزیز و فداکار ما فراموش شدنی است ؟ و اگر بلندگوهای آنان و رادیوهای بیگانه خیال می کنند با جوسازیها و نشر اکاذیب و شایعه پراکنی ها ، به نام اینجانب می توانند به اهداف شوم خود برسند و در همبستگی ملت ما رخنه کنند سخت در اشتباهند .

و راجع به تعیین اینجانب بعنوان قائم مقام رهبری ، خود من از اول جدا مخالف بودم و با توجه به مشکلات زیاد و سنگینی بار مسئولیت ، همان وقت به مجلس خبرگان نوشتم که تعیین این جانب به مصلحت نبوده است و اکنون نیز عدم آمادگی خود را صریحا اعلام می کنم و از حضرتعالی تقاضا می کنم به مجلس خبرگان دستور بدهید مصلحت آینده ی اسلام و انقلاب و کشور را قاطعانه در نظر بگیرند و به من اجازه فرمایید همچون گذشته یک طلبه ی کوچک و حقیر در حوزه ی علمیه بتدریس و فعالیتهای علمی اشتغال داشته باشم و اگر اشتباهات و ضعفهایی که لازمه ی طبیعت انسان است رخ داده باشد ، انشاء الله با رهبری حضرتعالی مرتفع گردد .

و از همه ی برادران و خواهران عزیز و علاقه مند تقاضا می کنم مبادا در مورد تصمیم مقام معظم رهبری ( حضرت امام ) و خبرگان محترم به بهانه ی حمایت از من کاری انجام دهند و یا کلمه ای بر زبان جاری نمایند زیرا مقام معظم رهبری ( حضرت امام ) و خبرگان جز خیر و مصلحت اسلام و انقلاب را نمی خواهند

امید است این شاگرد مخلص را همیشه از راهنماییها ی ارزنده ی خود بهره مند و از دعای خیر فراموش نفرمایید .

                                             والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته ۷ / ۱ / ۶۸ حسینعلی منتظری

حضرت امام در پاسخ به نامه ی آقای منتظری ، استعفای ایشان را پذیرفته و می فرمایند که از ابتدا مخالف قائم مقامی وی بوده اند و دایره ی عملکرد او را تعیین نموده و صلاح ملت و حوزه ها را نسبت به ایشان مشخص می نمایند :

                                             بسم الله الرحن الرحیم

جناب حجة الاسلام و المسلمین آقای منتظری دامت افاضاته

با سلام و آرزوی موفقیت برای شما ، همان طور که نوشته اید رهبری نظام جمهوری اسلامی کار مشکلی و مسئولیت سنگین و خطیری است که تحملی بیش از طاقت شما می خواهد و به همین جهت هم شما و هم من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودیم و در این زمینه هر دو مثل هم فکر می کردیم ولی خبرگان به این نتیجه رسیده بودند و من هم نمی خواستم در محدوده ی قانونی آنها دخالت کنم ، از این که عدم آمادگی خود را برای پست قائم مقامی رهبری اعلام کرده اید ، پس از قبول صمیمانه از شما تشکر می نمایم .

همه می دانند که شما حاصل عمر من بودید و من به شما شدیدا علاقه مندم . برای اینکه اشتباهات گذشته تکرار نگردد به شما نصیحت می کنم که بیت خود را از افراد ناصالح پاک نمایید و از رفت و آمد مخالفین نظام که به اسم علاقه به اسلام و جمهوری اسلامی خود را جا می زنند ، جدا خود داری کنید . من این تذکر را در قضیه ی مهدی هاشمی هم به شما دادم .

من صلاح شما و انقلاب را در این می بینم که شما فقیهی باشید که نظام و مردم از نظرات شما استفاده کنند . از پخش دروغ های رادیوی بیگانه متاثر نباشید ، مردم ما شما را خوب می شناسند و حیله های دشمن را خوب درک کرده اند که با نسبت هر چیزی به مقامات ایران کینه ی خود را به اسلام نشان می دهند .

طلاب عزیز ، ائمه ی جمعه و جماعات ، روزنامه ها و رادیو و تلویزیون باید برای مردم این قضیه ی ساده را روشن کنند که در اسلام مصلحت نظام از مسائلی است که مقدم بر هر چیز است و همه باید تابع آن باشیم .

جناب عالی انشاء الله با درس و بحث خود ، حوزه و نظام را گرمی می بخشید . 

                                                                             والسلام علیکم روح الله الموسوی الخمینی

ادامه دارد ...

Posted by حسين فتوحي @ 3:43 |