تبليغاتX
.: بچه های سوم تیر :.
بیمار کیست ؟
دوشنبه 25 اردیبهشت1385
به نام خدا

چند روز پیش مطلبی در خصوص اجباری بودن حجاب در ایران و پیامدهای ناشی از آن در وبلاگ اندیشه مطالعه کردم .

نویسنده در این مقاله سعی کرده بود تا با بهره گیری از اقدام معدودی از بازیدکنندگان نمایشگاه بین المللی کتاب تهران در تماس و لمس جنس مخالف ، نتیجه ی دلخواه خود را به این صورت بگیرد که دستور اسلام در خصوص لزوم رعایت حجاب در سطح جامعه موجب بیماری روحی انسانهای تربیت شده در این نظام شده است . راهکار پیشنهادی ایشان برای جلوگیری از گسترش بیماری مورد ادعا هم رفتن به راهی است که غرب طی کرده که همانا عریان کردن زنان است .

از آنجایی که تناقضات فراوانی در این مقاله دیده می شود و بیش از آنکه نوشتاری روانشناختی و یا حتی مبتنی بر حقایق موجود باشد ؛ بوی احساسات از آن به مشام می رسد ؛ لازم دیدم تا اشاره ای کوتاه و مختصر به حقایق موجود روزگارمان بکنم و داوری را به خوانندگان واگذار نمایم :

بدون شک فردی که برای ارضای غریزه ی جنسی خود سعی می کند تا لمسی هر چند کوتاه و آن هم با وجود پوشش ، از جنس مخالف داشته باشد ، از لحاظ روحی انسان سالمی نیست و می توان او را بیمار نامید ؛ حال باید پرسید راه حل این بیماری چیست ؟ اگر به موضوع از دیدگاه دوستمان در مقاله ی فوق بنگریم ؛ راه حل مشکلات ؛ همان راهی است که از چند قرن پیش در غرب به کار گرفته شده و آن برهنه کردن زنان است تا تن آنان برای مردان عادی شده و دیگر کسی برای لذت بردن از آن نیاز به لمس ( یا به تعبیر دوستمان " مالاندن " ) خود به بانوان آن هم در حین حرکت نباشد .

اگر این راه حل را بپذیریم در واقع پذیرفته ایم که این مشکل روانی در غرب ( که سالها به این نسخه عمل کرده ) حل شده است و افراد در غرب به هیچ وجه بیماری روانی جنسی ندارند . لیکن با نگاهی گذرا به جوامع غربی درمیابیم اجرای دستور العمل فوق نه تنها باعث حل مشکل در غرب نشده بلکه خود زمینه ساز پیدایش و تولد معضلات روانی عمیق تر و خطرناکتری گردیده است . ما امروزه در غرب شاهد گسترش تصاعدی افراد و گروههای همجنس گرا هستیم .

آیا به عقیده شما مشکل روانی کدامیک حادتر است ؛ کسی که با لمس لحظه ای جنس مخالف ارضاء می شود و یا کسی که رابطه مستقیم و بدون کنترل با جنس مخالف او را ارضاء نمی کند و برای ارضای خود به سمت همجنس خویش گرایش می یابد ؟ آیا چه تضمینی وجود دارد که اگر ما راه غرب را در پیش بگیریم و نسخه ی " فروید " را برای حل مشکل معدودی از افراد جامعه خود بپیچیم ، به مشکلات بیشمار روانی که امروزه تمدن غرب دست به گریبان آن است گرفتار نخواهیم آمد ؟

بهتر است توجه داشته باشیم که زن پیش از هر چیز یک انسان است نه برده ای برای ارضاء شهوت مرد .

به راستی بیمار کیست ؟ قضاوت با شما ...

Posted by حسين فتوحي @ 21:59 |