
پس از پایان بی نتیجه ی شام دیپلماتیک نیویورک که با در گیری لفظی رایس و لاوروف ؛ وزرای خارجه ی آمریکا و روسیه به پایان رسید و به دنبال عدم موفقیت متحدان غربی برای استفاده از اصل هفتم منشور سازمان ملل در قبال فعالیتهای صلح آمیز هسته ای ایران ، کشورهای عضو ترئیکای اروپایی به همراه خاویر سولانا مسئول هماهنگ کننده ی روابط خارجی اتحادیه ی اروپا ؛ در جلسه ای از اعطای مشوقهای اقتصادی ، امنیتی و سیاسی به ایران برای دست کشیدن از فن آوری صلح آمیز هسته ای سخن راندند .
مصاحبه های دیپلماتیک در غرب طی چند روز گذشته حاکی از پیشنهادهای جدید و قابل توجهی است که می تواند موضوع هسته ای ایران را که عده ای به دنبال بحران سازی در آن بوده اند ؛ برای همیشه حل نماید ، تا جایی که خاویر سولانا در مصاحبه ای اظهار می دارد : " مشوقهای پیشنهادی به قدری شجاعانه و سخاوتمندانه اند که ایران نمی تواند به آنها پاسخ منفی دهد "
اما خبرهای منتشر شده از سوی خبرگزای های مرتبط با این کشورها حاکی از امتیازاتی از قبیل عادی سازی روابط سیاسی ، اقتصادی با ایران است . متاسفانه بررسی اجمالی طرح پیشنهادی اروپا ؛ مخاطب را به این باور می رساند که این مشوقها در واقع تکرار مشوقهای تابستان 84 است که از سوی مردم ایران به عنوان توهینی بزرگ ؛ تلقی و به تندی رد شد و شجاعت مورد ادعای غرب چیزی جز یک جنجال و شانتاژ تبلیغاتی نیست .
تنها نکته ی جدید در این طرح پیشنهاد استفاده ی ایران از راکتور آب سبک در قبال توقف همیشگی فعالیتهای صلح آمیز هسته ای است ؛ پیشنهادی که پیش از این از سوی غرب برای حل مسئله ی هسته ای کره شمالی مطرح گردیده بود . بنابراین طرح شجاعانه ی مورد ادعای غرب ، در واقع ماکتی است از طرح پیشنهادی به کره ی شمالی با این تفاوت که طرح جدید حتی در بر گیرنده ی تمامی امتیازات ارائه شده به کره شمالی هم نیست !!!
اما آیا غرب مردم ایران را نمی شناسد که چنین گستاخانه با آنان برخورد می کند ؟ غرب باید بداند که ایران و کره ی شمالی تفاوتهای اساسی با یکدیگر دارند ، ایران با سابقه ی تمدنی به درازای بیش از سه هزار سال به هیچ وجه قابل مقایسه با کره نیست . ایران با جمعیتی بیش از 70 میلیون نفر و جایگاهی ژئواستراتژیک در خاورمیانه ؛ در بسیاری از اتفاقات دنیا تاثیر اساسی دارد . ایران با ایدئولوژیی پیشرو و مبتنی بر عدالت خواهی و استکبار ستیزی ، امروزه به عنوان رهبری در میان کشورهای مستضعف ( ضعیف نگه داشته شده ) شناخته می شود و راهبری او برای هیچ کس قابل انکار نیست تا جایی که امپراتوری اهریمنی آمریکا برای خروج از باتلاق هولناک عراق ؛ دست تکدی به سوی جمهوری اسلامی ایران دراز می کند .
تفاوت دیگر این است که ایران بر عکس کره شمالی فناوری هسته ای را از کسی نگرفته که برای استفاده از آن نیاز به کسب اجازه داشته باشد و مهمتر از همه اینکه ایران بر خلاف کره شمالی که رسما تلاش برای دستیابی به سلاح هسته ای را اعلام کرده است ، هیچگاه از مسیر صلح آمیز منحرف نشده همانطور که گزارشها و بازرسی های مکرر آژانس انرژی اتمی به خوبی موید این مطلب است . اما گذشته از این تفاوتها ؛ ایران و کره ی شمالی یک شباهت عمده نیز دارند و آن عدم پذیرش پیشنهاد فوق از سوی هر دو ملت است .
به راستی افکار غرب در کدام دوره ی تاریخی به سر می برد و تلقی او از مردم مناطق دیگر دنیا چیست ؟ آیا تصور غرب از دنیای حاضر تصوری است که در عصر استعمار داشته ؟ و یا شاید افکار آنان هنوز هم در قرون وسطی سیر می کند که مردمی به خاطر پیشرفتهای علمی شایسته ی مجازات باشند ؟ ادبیاتی که امروزه در غرب مورد استفاده قرار می گیرد به طرز شگفت آوری شبیه ادبیات قرون 17 و 18 میلادی است . مسئولان پرونده ی هسته ای در داخل کشور باید به هوش باشند تا اشتباه تیم هسته ای سابق را در اعتماد به غرب تکرار نکنند و بحثهای اقتصادی و امنیتی را وارد بحث هسته ای ننمایند .
در هر صورت امپراتوری شیطانی و در راس آ ن شیطان بزرگ باید این موضوع را به یاد داشته باشند ؛ همانگونه که ریاست جمهوری اسلامی ایران دکتر احمدی نژاد اعلام کردند : " ملت ایران طلا را با شکلات عوض نخواهد کرد "