
به نام خدا
جنجال اخیر بر سر کاریکاتور روزنامه ی ایران جمعه باعث شد تا بعضی ناگفته ها بیان شود . اول توهینی است که متاسفانه به آذری زبانان می شود و این تقریبا به یک فرهنگ و موضوعی عادی در بین مردم تبدیل شده است . مورد دیگری که انتشار این کاریکاتور بار دیگر وجود آن را در جامعه نشان داد ، ظرفیت پایین بعضی از ماست .

مشکل مربوط به فریمی است که که سوسک در جواب پسر کوچک میگوید: "نمنه"
کسانی که کاریکاتور ایران را دیده اند به خوبی منظور من را درک می کنند . زمانی که برای اولین بار این کاریکاتور را دیدم تعجب کردم که این همه سر و صدا برای یک اشتباه قلمی است . هر چند اگر عمدی برای تمسخر اقوام ایرانی در بین باشد باید با آن به شدت برخورد کرد ، اما همانطور که در تصویر کاریکاتور هم می توان تشخیص داد ، نویسنده در واقع قصد یک شوخی لهجه ای با آذری زبانان را داشته که متاسفانه با کم توجهی ایشان به یک توهین بزرگ تبدیل شده است .
حال باید پرسید آیا راهی که ما برای اعتراض در پیش گرفتیم تنها راه موجود بود ؟ آیا نمی شد قدری منصفانه تر با قضیه برخورد کنیم ؟ مطمئنا اگر اندکی انصاف را رعایت می کردیم و نگاهی متمدنانه تر به موضوع داشتیم ، قضیه می توانست با عذر خواهی رسمی روزنامه و کاریکاتوریست و توبیخ آنها از سوی مسئولین فرهنگی کشور و حداکثر با برپایی تجمع های اعتراض آمیز در برابر دفتر روزنامه ی ایران و انتشار بیانه در تقبیح این اتفاق به پایان برسد و دستگاه قضایی و مسئولان فرهنگی هم می توانستند به جای اتخاذ آسان ترین راه یعنی دستگیری یک روزنامه نگار و توقیف نشریه این دو را با جریمه ی نقدی و توبیخ متوجه اشتباهشان کنند و به فکر حل ریشه ای مشکل که تقریبا عادی و روزمره شده است باشند .
دستگیری یک روزنامه نگار به دلیل یک اشتباه سهوی نمی تواند موضوع ساده ای باشد ، هر چند با تبدیل شدن این اشتباه غیر عمد به مسئله ی امنیت ملی شاید راهی جز این پیش رو نمی مانَد . مانا نیستانی کاریکاتوریست این نشریه بارها به دلیل اشتباه قلمی خود از مردم آذربایجان عذر خواهی کرده اما مسئله ای که می توانست با نگاهی منصفانه تر خیلی زود به پایان برسد ، هنوز هم ادامه دارد .
اما سوالی که مطرح میشود این است که مردم آذربایجان از این حوادث چه سودی بردند ؟ آیا اثر کاریکاتور مذکور در تخریب چهره ی آذری زبانان بیشتر بود و یا اتفاقات بعدی ؟ آیا کدام عمل برای خنثی کردن اثر این اشتباه بهتر بود ؛ اینکه آذری زبانان ایرانی با یک قدام سنجیده و اعتراضات هوشمندانه میزان شعور ، فرهنگ و تمدن بالای خود را به نمایش می گذاشتند و یا با آشوب و بلوا و خسارت زدن به موسسه های فرهنگی و فشار آوردن برای بازداشت یک روزنامه نگار ، چهره ای خشونت طلب و بی منطق از خود ارائه می دادند ؟ آیا به راستی چه کسانی از برخورد خشن و احساسی با این اشتباه سود می برند ؟
و در این میان موضع گیری برخی گروهها و احزاب کشور ؛ که همواره به دلیل بازداشت برخی روزنامه نگاران معترض حکومت و دستگاه قضایی بودند و خود را حامی همه ی اصحاب فرهنگ می دانستند ؛ بسیار شنیدنی و شگفت انگیز است . حزب جدیدالتاسیس اعتماد ملی در بیانیه ای که به تایید مستقیم شیخ مهدی کروبی رسیده است ، از قوه ی قضاییه می خواهد تا مرتکبان این جنایت (!!!) را هر چه سریعتر مجازات کند ( متن بیانیه ی حزب اعتماد ملی ) و جبهه ی مشارکت نیز پس از تحریک آذری زبانان ، از این قوه می خواهد تا هر چه سریعتر مدعی العمومی برای مجازات روزنامه نگاران تعیین کند ! ( متن بیانیه ی جبهه ی مشارکت )
هر چند از این دو بیانیه بوی تسویه حساب سیاسی و بهره برداری موذیانه از احساسات مردم به مشام می رسد اما ، این بیانیه ها به قدری مبتدیانه تنظیم شده اند که یکبار دیگر تضاد بین شعارها و عقاید واقعی این دو حزب را آشکار می کند .
به هر حال مانا نیستانی به خاطر یک اشتباه سهوی در بازداشت است و نشریه ی ایران با چند هزار کارمند در توقیف . امیدوارم مانا هرچه سریعتر آزاد شده و تنها مجازاتی که قانونا حق و در خور اشتباه اوست تحمل کند نه بیشتر .