
" عصر ایمان " ؛ حتما شما هم مثل من با شنیدن این عبارت به یاد برنامه ی عصر ایمان شبکه ی یک با اجرای بی نظیر امیر مهرداد خسروی می افتید . گاهی اوقات یک برنامه ی تلویزیونی می تواند چنان تاثیری بر انسان بگذارد که ذهن او را برای چندین روز به خود مشغول کند ، اما جالبتر از آن این است که گاهی نیز یک نام می تواند همین نقش را به خوبی و حتی بهتر از خود برنامه ایفا کند .
شنیدن این عنوان ناخودآگاه من را به این فکر واداشت که چه دلیلی می تواند در پس این نامگذاری وجود داشته باشد ؟ که البته با درنگی کوتاه در حوادث و اتفاقات روزگارمان می توان به پاسخ این پرسش دست یافت .
به راستی در دوران ما در دنیا چه می گذرد ؟ در آمریکا نومحافظه کاران اوانجلیک که خود را پیروان راستین مسیح می دانند به قدرت می رسند و سخنرانی های آنان آکنده می شود از تعابیر انجیلی ، البته ساکنان آمریکا از دیرباز به پیوریتانیسم (خلوص مذهبی) شهره بوده اند اما شنیده شدن صدای دین از اروپای سکولار برای گوش چندان آشنا و قابل درک نیست و مایه ی تعجب شنونده می شود .
در ترکیه پس از دهه ها تلاش برای لائیسیته سازی و دین زدایی ؛ دولت اردوغان با شعارهای اسلامی به قدرت می رسد و فصلی جدید در این کشور آغاز می شود ؛ مالزی پس از سالها تاکید بر اقتصاد آزاد لیبرالیستی از سازمان کنفرانس اسلامی می خواهد تا تلاش خود را تئوریزه سازی اقتصاد اسلامی افزایش دهد ؛ سفر استاد مصباح یزدی به عنوان یک فیلسوف مذهب گرا به آمریکای لاتین ، با چنان استقبالی از سوی مجامع علمی و دانشگاهی مواجه می شود که همه از جمله خود ایشان را شگفت زده می کند .
در فلسطین حماس به عنوان گروهی اسلامگرا در انتخاباتی آزاد به قدرت می رسد . یهودیان سعی دارند تا اورشلیم ( بیت المقدس ) را برای تولد مسیح آماده کنند . زردشتیان بیش از هر زمان دیگر چشم به راه سوشیانس رهایی بخش هستند تا از خاندانی نستوه ظهور کند و زمین را از شر اهریمنان برهاند . در خاورمیانه شعارهای پان عربیسم جای خود را به شعارهای قرآنی می دهد و در ایران بزرگ موج انقلاب عدالت خواهی مردم ، اصولگرایان را به کرسی خدمت می نشاند و ...
این ها همه و دهها مورد مشابه دیگر نشان از آغاز حرکتی نو دارد و آن بازگشت انسانها به مذهب و توحید است . انسان کنجکاو پس از تجربه ی چند قرن زندگی بدون دین که با رنج ها و تلخی ها ی فراوان همراه بود اینک بار دیگر به ندای فطرت خود پاسخ می دهد و به سوی توحید باز می گردد و به وحدانیت قدرتی مقدس و مطلق اعتراف می کند . این بازگشت به معنی رجوع و پس رفت نیست بلکه به معنای انقلاب و دگرگونی است این بازگشت نشانی است از بلوغ فکری انسان است که راههای گوناگون را طی کرده و به ضعف و نارسایی های آنها پی برده و اینک با شناختی دقیق به آغوش دین بازمی گردد .
انسان عصر ما بیش از هر انسان دیگری تشنه ی حقیقت است و بی شک نوشیدن جرعه ای از شراب تشیع او را تا ابد مست خود خواهد کرد ؛ پس کاملا به جاست اگر عصرمان را " عصر ایمان " بنامیم .