
حوادث پیش آمده در جریان سخنرانی آیتاللههاشمی رفسنجانی در سالروز قیام 15 خرداد در قم، این روزها در صدر اخبار سیاسی كشور قرار گرفته است.
در تاریخ سیاسی جمهوری اسلامی، این اولین تشنج در جلسه سخنرانی یك مقام بلندپایه نيست و پیش از این در جلسات سخنرانی مسولین نظام، از محمد خاتمی گرفته تا رهبر انقلاب، بارها افراد مختلف در هنگام سخنرانی سوالاتی پرسیدهاند و نظم جلسه را به هم زدهاند، اما با سعه صدر سخنران و تدبیر اطرافیان و متولیان برگزاری جلسه، به درخواست فرد سئوال كننده رسیدگی شده و جلسه جریان معمول خود را ادامه داده است.
در جریان سخنرانی آقایهاشمی در قم، فردی كه ملبس به لباس روحانیت بوده، از جای خود برخواسته و تقاضای پرسیدن چند سئوال را میكند. اما بلافاصله با برخورد بد محافظان و متولیان، مورد ضرب و شتم قرار میگیرد. این حركت اعتراض جمعیت حاضر را در پی دارد و آنان با سر دادن شعارهایی، مراتب اعتراضشان را به عملكرد محافظان و اطرافیان آقای هاشمی ابراز میدارند و جو جلسه كاملا متشنج میشود. با دستگیری سوال كنندگان و بعضی معترضان توسط نیروهای امنیتی، بعد از مدتی فضای جلسه آرام شده و سخنرانی ادامه مییابد. بعد از اتمام سخنرانی، آقایهاشمی به نشانه اعتراض سفرشان را نیمه كاره گذاشته و به تهران مراجعت میكنند.
در این بین چند نكته در خور توجه و تامل است:
1ـ در این كه فرد سوال كننده عملی به دور از نزاكت انجام داده، شکی نیست و ادب اجتماعی حكم میكرد كه وی سوالش را پس از پایان سخنرانی بپرسد، اما آیا به صرف پرسیدن سئوال، میتوان كسی را مورد ضرب و شتم قرار داد؟ مطمئنا اگر فرد سوال كننده در اظهاراتش مرتکب فحاشی شده باشد، باید مورد پیگیری حقوقی و قانونی قرار گیرد، ولی اگر اتهام او «سئوال پرسیدن» باشد، آیا میتوان او را به زندان افكند؟
2ـ بیتدبیری اطرافیان و متولیان برگزاری جلسه در بروز این تشینج كاملا مشهود است. اگر كمی تدبیر و اراده قلبی برای كنتزل فضا در اطرافیان و متولیان برگزاری وجود داشت، آنان به راحتی میتوانستند فرد سئوال كننده را آرام كرده و از تشنج جلوگیری كنند.
3ـ همانطور كه ذكر شد حوادثی از این دست، در تاریخ انقلاب بیسابقه نیست، اما این از معدود دفعاتی است كه موضوع تا این حد رسانهای شده است. جایگاه آقای رفسنجانی به عنوان یكی از سرمایههای نظام، بر كسی پوشیده نیست و قطعا برهم خوردن نظم جلسه سخنرانی ایشان میتواند موضوع مهمی باشد و توسط رسانهها پوشش داده شود، اما این حجم پوشش خبری و جهتگیریهای غیرمعمول در پوشش اخبار، كمی عجیب به نظر میرسد؛ مثلا بسیاری از رسانهها، تصاویر اعتراض مردم نسبت به دستگیری و ضرب و شتم سئوالكنندگان را به عنوان مخالفت مردم با سئوالكنندگان و حمایت از آقایهاشمی و برخی به عنوان اعتراض به آقایهاشمی مخابره كردند.
4ـ بعضی مطبوعات نیز بر طبق مشی متداولشان در حوادثی اینچنین، بلافاصله گروههای «فشار» را مسئول این حادثه نامیدند. البته تاكید بر نقشآفرینی گروههایی كه ابهام در عملكرد و ساختار سازمانی و همچنین نداشتن هویت خارجی واحد، از خصوصیات آنهاست، بعد از دوم خرداد 76 باب شده است و هر جا مصلحت صاحبان رسانه ایجاب كرده و یا دلیلی برای توضیح پدیدهای نبوده و یا آنان نخواستهاند كه باشد، از وجود این گروهها به عنوان یك تابوی خودساخته كه نماد تئوریزه كردن خشونت در جامعه و اقتدارگرایی هستند، استفاده میشود و جالب اینكه در این سالها كه همیشه مردم را از این گروههای مخفی غیر واقعی و عملكرد مرموزشان ترساندهاند، هیچگاه درصدد معرفی این گروهها برنیامدهاند.
یكی از روزنامههای نزدیكِ به این نوع محافل، با ابراز بیعلاقگی نسبت به شناسایی عوامل حادثه، در سرمقاله خود در روز پنج شنبه (85.3.18) اینگونه میآورد:
«این مهم نیست كه نام و مشخصات آنها [تشنج آفرینان] چیست، همه میدانند كه عضویت در «گروه فشار» اسم مستعار و نمایانگر هویت خاص آنان است.»
پیگیری این خط خبری و ارائه تحلیلهایی از این دست، تردیدها در مورد اهداف این رسانهها و صاحبان حزبیشان از پرداختن به این موضوع و همچنین صداقتشان در حمایت از آقایهاشمی را صدچندان میكند. هرچند كه ممكن است كه این گروهها از گردانندگان صحنه تشنج نباشند، اما به نظر میرسد آنان با بهره گیری از امكانات رسانهای خود درصدد بهرهبرداری سیاسی از این موضوع هستند.
5 ـ در شرایط فعلی كه در آستانه انتخابات خبرگان رهبری هستیم، ضرورت برخورد با عاملان حادثه، چه آنان كه تشنج را صحنهگردانی كردهاند و چه آنان كه با بیتدبیری عامل بروز چنین حادثهای بودهاند، بیش از هر زمان دیگری احساس میشود. همچنین ضروری است، شخص آقایهاشمی با روشن كردن ابعاد قضیه، از بهرهبرداری سیاسی بعضی محافل مشكوك و فرصتطلب و همچنین آلوده شدن انتخابات خبرگان ـ كه محمل انتخاب افراد زاهد و با تقوا برای اداره كشور است ـ به بعضی سیاسیكاریهای متداول در سایر فعالیتهای انتخاباتی جلوگیری به عمل آورند.