تبليغاتX
.: بچه های سوم تیر :.
دکترین سکوت یا چماق
سه شنبه 21 آذر1385
به نام خدا

رییس جمهوری امروز به دانشگاه صنعتی امیر کبیر رفت تا هم با دانشجویان این دانشگاه دیدار کند و هم نقطه نظرات پویاترین و آرمانگراترین قشر جامعه را بشنود. رفت تا از آنها در مورد عدالتخواهی و موانع آن بشنود،رفت تا سوالات آنها را در مورد مهرورزی بشنود.

احمدی نژاد از دوران دانشجویی خود و از تجربیاتش در جنبشهای دانشجویی گفت، گفت که دانشجویان قشر پویا، بالنده، بیدار، صادق و با اخلاق جامعه هستند و به آنان توصیه کرد ثابت کنند که « دانشجو آگاه است،مي‌ميرد، اما از بيگانه ماموريت نمي‌پذيرد » از کسانی گفت که جنبش دانشجویی را سکویی برای رسیدن به خواسته های پَست نفسانی خود قرار داده اند و از احزاب خواست تا دانشگاه را به حال خود رها کنند و استقلال آن را به رسمیت بشناسند.

به آنها گفت که دانشجوی پولی را قبول ندارد و وزارت علوم باید به تدریج این رویه را کنار بگذارد. از برنامه ریزیها و پروژه هایی گفت که می خواست دولت را شش ماهه ساقط کند و آنهایی که با دستپاچگی خبر این طرح خود را به همپیمانان خارجیشان در واشنیگتن و تل آویو می فرستادند، اما خدا نخواست که آنها پیروز شوند. ولی بی شک حاشیه های این دیدار کم اهمیت تر از اصل آن نبود.

آنهایی که تا دیروز، حنجره ی خود را به نام دفاع از آزادی بیان و دموکراسی و حق ابراز عقیده پاره می کردند، امروز آمده بودند تا مانع سخن گفتن یک استاد دانشگاه شوند. آمده بودند تا میزان پایبندی خود به شعارهایشان را به رخ بکشند، آمده بودند تا مانع انتشار نظر مخالف خود شوند، آمده بودند تا به پیروی از ارباب قلدر خود، آن جنگ طلب اهریمن صفت، فریاد بزنند « هر که با ما نیست، بر ماست »

آنها آمده بودند تا مخالفت خود را با آزادی بیان و اندیشه فریاد بزنند، آمده بودند تا همه ی بشریت را در دنیای بسته و حقیر خود محبوس کنند، آمده بودند تا به تبعیت از تفکر پَست طالبانی خود، هر دهانی را که به مخالفت با آنها گشوده می شود، به پذیرایی با مشت و چماق میهمان کنند. آمده بودند تا بر اساس نظرات قرون وسطایی خود، هر وجدان بیداری را به مسلخ تفتیش عقاید ببرند و سرانجام آمده بودند که فریاد بزنند « هیتلر! آسوده بخواب زیرا که ما بیداریم »

جوجه فاشیستهای کم تجربه، آمدند تا به خیال خود با آتش زدن عکس احمدی نژاد تفکر او را لکه دار کنند غافل از اینکه این تفکر با «سوختن» به این جا رسیده و شعله های آتش کینه توزان آن را در راه رسیدن به هدفش که همانا «آرمانشهر توحیدی» است مصمم تر کرده و صیقل خواهد داد و غافل از اینکه « اگر هزار بار هم احمدی نژاد را آتش بزنند، عقب نشینی نمی کند »، جنبشش نمی میرد و ندایش خاموش نمی شود.

آری؛ لباس شخصی های عضو گروه فشار برای خاموش کردن ندای مخالفشان، نارنجکهای دست ساز را در صحن فرهنگی ترین نهاد جامعه، منفجر کردند تا حرفشان و منطقشان را به همگان نشان دهند و ثابت کنند که پاسخشان در برابر منطق، «چماق» است و دوربینهای خبرنگاران را شکستند تا مردم منطق آنان را نبینند. آنها آمدند تا با همهمه و قیل و قال، مانع از رسیدن ندای آزادیخواهانه و عدالت طلبانه ی احمدی نژاد، به فطرتهای مشتاق شوند و اگر کمی فکر کنی این صحنه را قبلا هم دیده ای؛ آری در روز عاشورا که این دو تفکر یکبار دیگر، به هم رسیده بودند.

اما آن منادی مهرورزی چه زیبا ندای خود را تشریح کرد: «  هر كسي اين جا به من و شما تعرضي هم كرد، راضي نيستم حتي تذكري به او بدهيد »

» این را اضافه کردم:

با اتمام مراسم و خروج از سالن، اول نکته ای که به خاطر متبادر می گردید، نوع برخورد چند رییس جمهور با دانشجویان معترض بود. اینکه روشنفکرمآب ها فقط شعار دادند و اصولگرایان فقط به شعار آنها، عمل کردند. بنی صدر در 14 اسفند59در اجتماع دانشگاه تهران، به گارد ریاست جمهوری خود دستور داد، به دانشجویان غیرهوادار حمله و آنها را دستگیر کنند. در 16 آذر 138۳، خاتمی پس از هشت سال ادعای توسعه سیاسی و گفتگوی تمدنها و شعار زنده باد مخالف من، خطاب به دانشجویان فریاد زد: دستور میدهم از سالن بیندازنتان بیرون. در حالیکه احمدی نژاد به مخالفان خود گفت، من همه آنهایی که به بنده تهمت زدند و اهانت کردند را دوست دارم، با دانشجویان معترض حق برخورد ندارید، حتی تذکر هم ندهید.

» اخبار مرتبط:

مشروح سخنان بسیار مهم احمدی نژاد در دانشگاه امیركبیر

گزارش اختصاصي رجانيوز از حاشيه هاي مراسم امروز دانشگاه اميركبير

Posted by حسين فتوحي @ 4:27 |