
از جمله موانعی که بر سر راه توسعه ی بسیاری از کشورهای درحال توسعه قرار دارد؛ عدم توجه به مشکلات و نارسایی های واقعی برنامه ها و تصمیمات دولت، انتقام جوییهای سیاسی و مغالطه کاری از سوی گروههای خارج از دولت است. این روند غلط سبب می شود تا منتقدان دولتها به جای توجه به ضعفهای حقیقی عملکرد حزب حاکم، به دنبال مغالطه کاری در تصمیمات صحیح آن و با هدف بهره برداری به نفع گروه خود باشند. شکی نیست که طی کردن مسیر پیشرفت برای چنین جامعه ای بسیار دشوار و تا حدودی دور از دسترس می نماید.
روزنامه ی شرق در سرمقاله ی 23 تیر خود؛ ادغام سازمان مدیریت و برنامه ریزی در نهاد ریاست جمهوری را " بازگشت به خط مشی گذاری مادون علم، مبنا قرار دادن باورهای عامیانه در خط مشی گذاری و نفی تخصص گرایی " می نامد و دولت را به تجدید نظر در این باره و بازگشت به تخصص گرایی فرامی خواند. حال باید پرسید که وظیفه ی قانونی سازمان مدیریت و برنامه ریزی چیست و بهانه ی ایجاد این سازمان چه بوده است؟ آیا هدف از ایجاد این سازمان غیر از «برنامه ریزی و ارائه ی راهکار» یا به تعبیر رییس جمهوری «مغز متفکر» است؟ شکی نیست که پاسخ منفی است.
اکنون باید این سوال را مطرح کرد که آیا برنامه ریزی، ارائه ی راهکار و ایفای نقش مغز متفکر توسط این سازمان؛ با افزایش مسئولیتهای اجرایی آن بهتر محقق می شود و یا سلب این مسئولیتها؟ آیا افزایش مداوم مسئولیتهای این سازمان به طوری که ظرف 5 سال حجم این سازمان دو برابر شود؛ سبب کاهش بهره وری و غافل شدن این «مغز متفکر» از وظیفه ی اصلی خود که همان برنامه ریزی است؛ نمی شود؟ آیا کاهش حجم سازمان مذکور و ایجاد اصلاحاتی بنیادین در ساختار آن آرزوی دیرین کارشناسان متعهد نبوده است؟
به این ترتیب باید پرسید که آیا حقیقتا اصلاحات انجام شده در سازمان مدیریت و برنامه ریزی مبنا قرار دادن باورهای عامیانه و نفی تخصص گرایی است یا بازگشت به تخصص گرایی؟ آیا از مطالب فوق چنین برنمی آید که مقاله ی شرق یک مغالطه ی آشکار برای فریب افکار عمومی و گل آلود کردن آب برای صید ماهی مطلوب است؟
سخن پایانی اینکه آیا بهتر نیست به جای مغالطه در اقدامات صحیح و کارشناسانه ی دولت و انتقاد از آن؛ در پی یافتن نقاط ضعف و اشتباهات احتمالی دستگاه اجرایی و گوشزد کردن آن بود تا ضمن اصلاح اشتباهات مذکور، حرکت کشور به سمت توسعه و پیشرفت نیز با خلل و وقفه مواجه نگردد؟